السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
450
تفسير الميزان ( فارسي )
و وجه اينكه پندار و ظن به نبودن قيامت را به ايشان نسبت داده اين است كه كارهايى كه مىكنند شبيه كار چنين كسانى است ، يعنى اينكه با خاطر جمع و آسوده به كلى دل به دنيا و زينت آن دادهاند ، و به جاى خدا غير خدا را معبود خود كردهاند ، اين عمل عمل كسى است كه مىپندارد الى الابد باقى است ، و هرگز به سوى خدا بازگشتى ندارد . پس اين ظن ، ظن درونى نيست ، بلكه ظن حالى و عملى است ، به اين معنا كه وضع اينان و حال و عملشان وضع و حال و عمل كسى است كه در دل چنين پندارى دارد . ممكن هم هست كنايه از بىاعتنايىشان به خدا و به تهديدهاى او باشد ، نظير آيه « وَلكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّه لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ » « 1 » كه ظن در آن كنايه از بى اعتنايى است . احتمال هم دارد كه جمله « بلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً » اعراضى باشد از اعتذار تقديرى آنان از جهل و امثال آن ، گويا در تقدير عذرخواهى كردهاند به اينكه ما نمىدانستيم ، در جوابشان مىفرمايد : چنين نيست ، بلكه آنچه كرديد از اين جهت بود كه پنداشتيد كه . . . - و خدا داناتر است . * ( « وَوُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيه وَيَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا . . . » ) * . * ( « وُضِعَ الْكِتابُ » ) * به معناى نصب آن است تا بر طبقش حكم كنند . و كلمه « مشفقين » مشتق از « شفقت » است ، و اصل شفقت رقت است . راغب در مفردات مىگويد : اشفاق عنايت آميخته با ترس را گويند ، چون مشفق كسى را گويند كه نسبت به مشفق عليه محبت و علاقه دارد ، و از آثار سوء عملش نسبت به جانش مىترسد ، و اين محبت آميخته با ترس اشفاق است ، و در آيه « وَهُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ » به همين معنا است ، و چون با كلمه « من » متعدى شود معناى ترس در آن روشنتر مىشود ، مانند آيه مورد بحث و آيه « مُشْفِقُونَ مِنْها » و چون با كلمه « فى » متعدى گردد معناى عنايت در آن روشنتر مىگردد ، مانند آيه « إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ » « 2 » . كلمه « ويل » به معناى هلاكت است ، و - به طورى كه گفته شده - اينكه در هنگام مصيبت « ويل » را « يا ويلاه » ندا مىكنند و يا مىگويند « يا ويلتاه » از اين باب است كه به طور كنايه برسانند كه مصيبت وارده آن قدر سخت است كه از هلاكت دشوارتر است ، لذا در برابر آن « ويل » را مىخواهد و صدا مىزند ، و از آن استغاثه مىكند كه او وى را از مصيبت
--> ( 1 ) و ليكن پنداشتيد كه خدا بسيارى از كارهايى را كه مىكنيد نمىداند . سوره حم سجده ، آيه 22 . ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « شفق » .