السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
438
تفسير الميزان ( فارسي )
است كه بر او استعلاء و تكبر ورزيد ، و اين ردش از بيان سابقش استخراج شده كه حاصلش اين است كه : وقتى جريان همه امور به مشيت خداى تعالى و حول و قوه او باشد ، پس او تو را داراى مال و فرزند و نفرات بيشترى كرده ، و اين كار مربوط به او است نه به تو ، تا باعث به خود باليدنت شود و مجوزى باشد كه بر من تكبر ورزى . وقتى مربوط به او شد ممكن است او باغى بهتر از باغ تو به من بدهد و باغ تو را ويران كند و مرا به حالتى بهتر از حالت امروز تو ، و تو را به حالتى بدتر از حالت امروز من در آورد ، و مرا غنىتر از تو گردانيده تو را فقيرتر از من كند . و ظاهر كلام چنين مىنمايد كه كلمه « ترن » در جمله * ( « إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ . . . » ) * از ماده « رأى » به معناى اعتقاد باشد . و بنا بر اين ، فعل مذكور از افعال قلوب خواهد بود . و ضمير « انا » ضمير فصلى است كه ميان دو مفعول فعل مزبور كه در اصل مبتداء و خبر بودهاند فاصله شده است . ممكن هم هست از ماده رؤيت به معناى ديدن باشد ، و آن وقت ضمير نامبرده ضمير فاعلى است كه مفعول را كه در ظاهر لفظ حذف شده تاكيد مىكند . و معناى آيه شريفه اين است كه اگر اعتقاد دارى ( و يا اگر مىبينى ) كه من از جهت مال و فرزند دست كمى از تو دارم ، و تو در اين جهت از من جلوترى ، بارى زمام امر به دست پروردگار من است ، و چون چنين است هيچ بعدى ندارد ، و بلكه اميد آن هست كه پروردگار من جنتى بهتر از جنت تو به من بدهد ، و جنت تو را هدف تيرهاى بلاى خود قرار داده بلائى آسمانى چون سرما و يا باد داغ هلاك كننده و يا صاعقه و امثال آن بر آن بفرستد ، و به صورت زمينى خشك و خالى از درخت و زراعت در آورد ، و يا بلائى زمينى بر آن مسلط ساخته آب چشمه اش را قبل از آنكه به زمين تو برسد در زمين فرو برد و چشمه را خشك كند . * ( « وَأُحِيطَ بِثَمَرِه فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْه . . . » ) * احاطه به ثمر و يا به هر چيز ديگر كنايه از نابود كردن آن است ، و اين از احاطه دشمن و محاصره كردن او از همه اطراف گرفته شده كه در چنين مواقعى ديگر اميد آدمى از هر يار و ياورى قطع گشته هلاك حتمى مىشود ، هم چنان كه فرموده : « وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ » « 1 » و اينكه فرمود : * ( « فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْه . . . » ) * كنايه از ندامت است ، چون شخص نادم بيشتر اوقات حالت درونى خود را با پشت و رو كردن دستها مجسم مىسازد . و اينكه فرمود : * ( « وَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها » ) * به طورى كه گفتهاند « 2 » كنايه است از كمال خرابى ، زيرا خانه وقتى
--> ( 1 ) و پنداشتند كه بلاء بر آنان احاطه كرده است . سوره يونس ، آيه 22 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 472 .