السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
430
تفسير الميزان ( فارسي )
چگونه و با چه زرنگى و فعاليتى در اين ماديات دخل و تصرف مىكند به اين پندارها دچار مىشود كه زرنگى و فعاليت از كرامت و فضيلت خود او است ، از اين ناحيه هم دچار مرضى كشنده مىگردد ، و آن تكبر بر ديگران است . و اين اختلاف دو وصفى كه در آيه است ، يعنى وصف ملك را به اين تعبير كه : * ( « جَعَلْنا لأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ . . . » ) * و وصف آن شخص خويشتن را به اينكه : * ( « أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَأَعَزُّ نَفَراً » ) * با اينكه ممكن بود در اولى بفرمايد : « كان لاحدهما جنتان - يكى از آن دو نفر دو قطعه باغ داشت » به همين حقيقت كه گفتيم برمىگردد ، يعنى شخص مذكور جز خودش كسى را نمىديده و پروردگارش را كه او را بر حظوظ مادىاش مسلط كرده و به نفراتى كه ارزانيش داشته عزتش بخشيده به كلى فراموش كرده ، و با چنين دركى بوده كه به رفيقش گفته : * ( « أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَأَعَزُّ نَفَراً » ) * و اين همانند درك و فهمى است كه قارون را واداشت تا به كسى كه نصيحتش مىكرد ( كه از داشتن مال زياد خرسندى مكن و با آن به ديگران احسان كن ) بگويد : « إِنَّما أُوتِيتُه عَلى عِلْمٍ » « 1 » . آرى گفتن اينكه * ( « أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا . . . » ) * كشف از اين مىكند كه گوينده اش براى خود كرامتى نفسى و استحقاقى ذاتى معتقد بوده و به خاطر غفلت از خدا دچار شرك گشته و به اسباب ظاهرى ركون نموده و وقتى داخل باغ خود مىشود ، هم چنان كه خداى تعالى حكايت نموده مىگويد : * ( « ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِه أَبَداً وَما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً » ) * . * ( « وَدَخَلَ جَنَّتَه وَهُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِه قالَ ) * . . . * ( مِنْها مُنْقَلَباً » ) * . چهار ضميرى كه در اين آيه است به كلمه « رجل » برمىگردد . و مقصود از اينكه فرمود : « داخل باغش شد » با اينكه دو تا باغ داشت ، جنس باغ است ، و بدين جهت كلمه « جنت » را به صيغه تثنيه نياورده . بعضى گفتهاند : از اين جهت تثنيه نياورده كه انسان هر چند باغ متعدد داشته باشد در هنگام وارد شدن به يك يك آنها وارد مىشود و در آن واحد نمىتواند داخل دو تا باغ شود . و در كشاف گفته : اگر كسى اشكال كند كه چرا كلمه « جنت » را بعد از آنكه تثنيه آورده بود مفرد آورد ، در جوابش مىگويم معناى اين مفرد آوردن اين است كه اين شخص چون در آخرت بهره اى از بهشت ندارد بهشت او تنها همين است كه در دنيا دارد ، و ديگر از بهشتى كه مؤمنين را بدان وعده دادهاند نصيب ندارد ، و در افاده اين معنا يك جنت و دو جنت
--> ( 1 ) خودم با زرنگى و علم خود اين مال را به دست آوردهام . سوره قصص ، آيه 78 .