السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

42

تفسير الميزان ( فارسي )

وجه خالى نيستند . 1 - يا خصوصياتى هستند كه هم اخبار متضمن آنها ، متواتر است و به هيچ وجه نمىتوان انكارش نمود و هم اينكه علم ما مىتواند به صحت آنها حكم كند . 2 - و يا جزئيات و خصوصياتى هستند كه هر چند اخبار در دلالت بر آنها به حد تواتر نمىرسد و ليكن از آنجايى كه امورى غير معقول و مخالف با اصول نيستند ، و خلاصه عقل حكم به امكان آنها مىكند ، كه ما نيز آنها را انكار ننموده ، و تجويزش مىكنيم ، و مىگوئيم ممكن است چنين وقايعى اتفاق افتاده باشد و با فرض تواتر حكم قطعى مىكنيم كه اين گونه امور در بيدارى اتفاق افتاده . 3 - و يا امورى است كه ظاهرش با اصول مسلمه ما مخالفت دارند و ليكن وضع رواياتى كه بر آنها دلالت مىكند طورى است كه مىتوان ظاهرش را تاويل نمود و محمل معقولى برايش درست كرد ، در اين صورت از ظاهر آن روايات صرفنظر نموده بر آن معانى معقول حمل مىكنيم ، حملى كه هم با حق بسازد و هم با دليل و روايت . 4 - و يا امورى است كه نه ظاهرش معقول و صحيح است و نه ممكن است بر محمل صحيحى حملشان نمود ، و حمل نمودن آنها به اصطلاح بدون سريش صورت نمىگيرد ، اين گونه جزئيات و خصوصيات راجع به معراج را قبول ننموده ادله آنها را رد مىكنيم . از جمله مطالبى كه در باره معراج جزء دسته اول است ، يعنى مورد يقين است اصل معراج است و اينكه اجمالا آن جناب را به معراج برده‌اند . و از جمله مطالبى كه جزء دسته دوم است اين است كه آن جناب آسمانها را گشته و انبياء و عرش و سدرة المنتهى و بهشت و دوزخ را ديده است . و مطالب جزء دسته سوم از قبيل ديدن اهل بهشت و تنعم آنان و اهل دوزخ و كيفيت عذاب ايشان است كه مىتوان بر اين معنا حمل كرد كه رسول خدا ( ص ) اسماء و صفات ايشان را ديده و به اصطلاح ليست بهشتيان و دوزخيان را قرائت فرموده است . و مطالبى كه جزء دسته چهارم است و چاره اى جز طرح و طرد روايات آن نيست ، مطالبى است كه از ظاهر ادله آن تشبيه بر مىآيد مثل سخن گفتن علنى با خدا و ديدن خدا و با او بر تخت نشستن و امثال آن كه ظاهرش جسمانيت و شباهت خدا به خلق را مىرساند ، و خدا از آنها منزه است ، و از همين دسته است آن روايتى كه دارد شكم رسول خدا ( ص ) را شكافته و دل او را شستند . چون دل آن جناب از هر بدى و عيبى طاهر و مطهر