السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

43

تفسير الميزان ( فارسي )

بوده و چنان دلى كه مركز آن همه معارف و عقائد حقه است چگونه احتياج به شستشو دارد « 1 » . و بسيار خوب گفته است ، جز اينكه بيشتر مثالهايى كه آورده مورد اشكال است ، مثلا گردش در آسمانها و ديدن انبياء و امثال آن و همچنين شكافتن سينه رسول خدا ( ص ) و شستشوى آن را از دسته چهارم شمرده و حال آنكه از نظر عقل هيچ اشكالى ندارد . زيرا مىتوان گفت همه آنها از باب تمثلات برزخى و يا روحى بوده است ، و روايات معراج پر است از اين نوع تمثلات ، مانند مجسم شدن دنيا در هيات زنى كه همه رقم زيور دنيايى به خود بسته و تمثل دعوت يهوديت و نصرانيت و ديدن انواع نعمتها و عذابها براى بهشتيان و دوزخيان و امثال اينها . از جمله مؤيداتى كه گفتار ما را تاييد مىكند اختلاف لحن اخبار اين باب است در بيان يك مطلب ، مثلا در بعضى از آنها در باره صعود رسول خدا به آسمان مىگويد كه به وسيله براق صورت گرفته و در بعضى ديگر بال جبرئيل مده و در بعضى نردبانى كه يكسرش روى صخره بيت المقدس و سر ديگرش به بام فلك و آسمانها رفته است ، و از اين قبيل اختلاف تعبير در بيان يك حقيقت بسيار است كه اگر كسى بخواهد دقت كند در خلال روايات اين باب بسيار خواهد ديد . بنا بر اين از همين جا مىتوان حدس زد كه منظور از اين بيانات مجسم ساختن امرى غير جسمى و غير مادى است به صورت امرى مادى به نحو تمثيل و يا تمثيل و وقوع اين گونه تمثيلات در ظواهر كتاب و سنت امرى است واضح كه به هيچ وجه نمىشود انكارش كرد .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 395 .