السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

409

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين غار ، غار وسيعى است كه در آن به طورى كه مىگويند صدها قبر كه با آجر ساخته شده هست . خود اين غار هم در سينه كوه و رو به جهت شمال شرقى است ، و هيچ اثرى از مسجد و يا صومعه و يا كليسا و خلاصه هيچ معبد ديگرى بر بالاى آن ديده نمىشود . اين غار در نزد مسيحيان نصارى از هر جاى ديگرى معروفتر است ، و نامش در بسيارى از روايات مسلمين نيز آمده . و اين غار على رغم شهرت مهمى كه دارد به هيچ وجه با آن مشخصاتى كه در قرآن كريم راجع به آن غار آمده تطبيق نمىكند . اولا براى اينكه خداى تعالى در باره اينكه در چه جهت از شمال و جنوب مشرق و مغرب قرار گرفته مىفرمايد آفتاب وقتى طلوع مىكند از طرف راست غار به درون آن مىتابد و وقتى غروب مىكند از طرف چپ غار ، و لازمه اين حرف اين است كه درب غار به طرف جنوب باشد ، و غار افسوس به طرف شمال شرقى است ( كه اصلا آفتابگير نيست مگر مختصرى ) . و همين ناجورى مطلب باعث شده كه مراد از راست و چپ را راست و چپ كسى بگيرند كه مىخواهد وارد غار شود نه از طرف دست راست كسى كه مىخواهد از غار بيرون شود ، و حال آنكه قبلا هم گفتيم معروف از راست و چپ هر چيزى راست و چپ خود آن چيز است نه كسى كه به طرف آن مىرود . بيضاوى در تفسير خود گفته : در غار در مقابل ستارگان بنات النعش قرار دارد ، و نزديكترين مشرق و مغربى كه محاذى آن است مشرق و مغرب رأس السرطان است و وقتى كه مدار آفتاب با مدار آن يكى باشد آفتاب به طور مائل و مقابل در طرف چپ غار مىتابد و شعاعش به طرف مغرب كشيده مىشود ، و در هنگام غروب از طرف محاذى صبح مىتابد و شعاع طرف عصرش به جاى تابش طرف صبح كشيده مىشود ، و عفونت غار را از بين برده هواى آن را تعديل مىكند ، و در عين حال بر بدن آنان نمىتابد و با تابش خود اذيتشان نمىكند و لباسهايشان را نمىپوساند « 1 » . اين بود كلام بيضاوى . غير او نيز نظير اين حرف را زده‌اند . علاوه بر اشكال گذشته مقابله در غار با شمال شرقى با مقابل بودن آن با بنات النعش كه در جهت قطب شمالى قرار دارد سازگار نيست ، از اين هم كه بگذريم گردش آفتاب آن طور

--> ( 1 ) تفسير بيضاوى ، ج 2 ، ص 6 .