السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
410
تفسير الميزان ( فارسي )
كه ايشان گفتهاند با شمال شرقى بودن در غار نمىسازد ، زيرا بنائى كه در جهت شمال شرقى قرار دارد و در طرف صبح ، آفتاب به جانب غربىاش مىتابد ولى در موقع غروب در ساختمان و حتى پيش خان آن در زير سايه فرو مىرود ، نه تنها در هنگام غروب ، بلكه بعد از زوال ظهر آفتاب رفته و سايه گسترده مىشود . مگر آنكه كسى ادعا كند كه مقصود از جمله * ( « وَإِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ » ) * اين است كه آفتاب به ايشان نمىتابد ، و يا آفتاب در پشت ايشان قرار مىگيرد - دقت فرمائيد . و اما ثانيا براى اينكه جمله * ( « وَهُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْه » ) * مىگويد اصحاب كهف در بلندى غار قرار دارند ، و غار افسوس به طورى كه گفتهاند بلندى ندارد ، البته اين در صورتى است كه « فجوة » به معناى مكان مرتفع باشد ، ولى مسلم نيست ، و قبلا گذشت كه « فجوة » به معناى ساحت و درگاه است . پس اين اشكال وارد نيست . و اما ثالثا براى اينكه جمله * ( « قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً » ) * ظاهر در اين است كه مردم شهر مسجدى بر بالاى آن غار بنا كردند ، و در غار افسوس اثرى حتى خرابه اى از آن به چشم نمىخورد ، نه اثر مسجد نه اثر صومعه و نه مانند آن . و نزديكترين بناى دينى كه در آن ديار به چشم مىخورد كليسايى است كه تقريبا در سه كيلومترى غار قرار دارد ، و هيچ جهتى به ذهن نمىرسد كه آن را به غار مرتبط سازد . از اين هم كه بگذريم در غار افسوس اثرى از رقيم و نوشته ديده نشده كه دلالت كند يك يا چند تا از آن قبور ، قبور اصحاب كهف است ، و يا شهادت دهد و لو تا حدى كه چند نفر از اين مدفونين مدتى به خواب رفته بودند ، پس از سالها خدا بيدارشان كرده و دوباره قبض روحشان نموده است . غار دوم : دومين غارى كه احتمال دادهاند كهف اصحاب كهف باشد غار « رجيب » است كه در هشت كيلومترى شهر عمان پايتخت اردن هاشمى نزديك دهى به نام رجيب قرار دارد . غارى است در سينه جنوبى كوهى پوشيده از صخره ، اطراف آن از دو طرف يعنى از طرف مشرق و مغرب باز است كه آفتاب به داخل آن مىتابد ، در غار در طرف جنوب قرار دارد ، و در داخل غار طاقنمايى كوچك است به مساحت 5 : 2 3 متر در يك سكويى به مساحت تقريبا 3 3 و در اين غار نيز چند قبر هست به شكل قبور باستانى روم و گويا عدد آنها هشت و يا هفت است . بر ديوار اين غار نقشه ها و خطوطى به خط يونانى قديم و به خط ثموديان ديده مىشود كه چون محو شده خوب خوانده نمىشود ، البته بر ديوار عكس سگى هم كه با رنگ قرمز و