السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

408

تفسير الميزان ( فارسي )

سوم اينكه مدت مكث اصحاب كهف را در غار دويست سال و يا كمتر دانسته و حال آنكه معظم علماى اسلام آن را سيصد و نه سال يعنى همان رقمى كه از ظاهر قرآن برمىآيد دانسته‌اند . و علت اين اختلاف و تحديد مدت مكث آنان به دويست سال اين است كه گفته‌اند آن پادشاه جبار كه اين عده را مجبور به بتپرستى مىكرده و اينان از شر او فرار كرده‌اند اسمش دقيوس بوده كه در حدود سالهاى 249 - 251 م زندگى مىكرده ، و اين را هم مىدانيم كه اصحاب كهف به طورى كه گفته‌اند در سال 425 و يا سال 437 و يا 439 از خواب بيدار شده‌اند پس براى مدت لبث در كهف بيش از دويست سال يا كمتر باقى نمىماند ، و اولين كسى كه از مورخين ايشان اين مطالب را ذكر كرده به طورى كه گفته است « جيمز » ساروغى سريانى بوده كه متولد 451 م و متوفاى 521 م بوده و ديگران همه تاريخ خود را از او گرفته‌اند ، و به زودى تتمه اى براى اين كلام از نظر خواننده خواهد گذشت . 4 - غار اصحاب كهف كجا است ؟ در نواحى مختلف زمين به تعدادى از غارها برخورد شده كه در ديوارهاى آن تمثالهايى چهار نفرى و پنج نفرى و هفت نفرى كه تمثال سگى هم با ايشان است كشيده‌اند . و در بعضى از آن غارها تمثال قربانيى هم جلو آن تمثالها هست كه مىخواهند قربانيش كنند . انسان مطلع وقتى اين تصويرها را آن هم در غارى مشاهده مىكند فورا به ياد اصحاب كهف مىافتد ، و چنين به نظر مىرسد كه اين نقشه ها و تمثالها اشاره به قصه آنان دارد و آن را كشيده‌اند تا رهبانان و آنها كه خود را جهت عبادت متجرد كرده‌اند و در اين غار براى عبادت منزل مىكنند با ديدن آن به ياد اصحاب كهف بيفتند ، پس صرف يادگارى است كه در اين غارها كشيده شده نه اينكه علامت باشد براى اينكه اينجا غار اصحاب كهف است . غار اصحاب كهف كه در آنجا پناهنده شدند و اصحاب در آنجا از نظرها غايب گشتند ، مورد اختلاف شديد است كه چند جا را ادعا كرده‌اند : غار اول : كهف افسوس - افسوس - به كسر همزه و نيز كسر فاء و بنا به ضبط كتاب « مراصد الاطلاع » كه مرتكب اشتباه شده به ضمه همزه و سكون فاء - شهر مخروبه اى است در تركيه كه در هفتاد و سه كيلومترى شهر بزرگ ازمير قرار دارد ، و اين غار در يك كيلومترى - و يا كمتر - شهر افسوس نزديك قريه اى به نام « اياصولوك » و در دامنه كوهى به نام « ينايرداغ » قرار گرفته است .