السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
377
تفسير الميزان ( فارسي )
كار مستغنى از خدا نپندارد ، و بداند كه اگر مالك آن عمل و قادر بر آن است خداى تعالى تمليكش فرموده . و او بر آن كار قادرش ساخته . و ايمان داشته باشد به اينكه : « أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً - نيروها همه از خدا است » لا جرم هر وقت تصميم مىگيرد كه عملى را انجام دهد بايد عزمش توأم با توكل بر خدا باشد هم چنان كه خودش فرموده : « فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه » « 1 » و هر وقت به كسى وعده اى مىدهد و يا از عملى كه در آينده انجام دهد خبر مىدهد ، بايد مقيدش كند به اذن خدا ، و يا به عدم مشيت خدا خلاف آن را ، و بگويد اين كار را مىكنم اگر خدا غير آن را نخواسته باشد . و همين معنا يعنى نهى از مستقل پنداشتن ، خود معنايى است كه از آيه شريفه به ذهن مىرسد ، مخصوصا با سابقه ذهنى كه از قرآن كريم در باره اين حقيقت داريم وقتى مىشنويم : * ( « وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » ) * ، آن هم با در نظر گرفتن آيات قبل كه وحدانيت خدا را در الوهيت و ربوبيت بيان مىكرد و همچنين آيات ما قبل اين قصه را كه آنچه در روى زمين است زينت داده خدا معرفى مىنمود ، و مىفرمود : « خدا به زودى آنها را به صورت خاكى خشك و بى علف در مىآورد » . و نيز با در نظر گرفتن اينكه يكى از چيزهايى كه در روى زمين است افعال آدمى است كه خدا براى انسان زينتش داده و با آن آدميان را امتحان مىكند ، كه آيا خود را مالك آن افعال مىدانند يا خير . از همه اينها استفاده مىشود كه منظور از جمله * ( « وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً » ) * اين نيست كه شما كارهاى خودتان را به خود نسبت ندهيد ، و اين كارها مال شما نيست ، قطعا منظور اين نيست ، براى اينكه ما مىبينيم بسيارى از موارد خدا كارهاى پيغمبرش و غير پيغمبرش را به خود آنان نسبت داده ، و اصلا امر مىكند كه كارهايى را به خودش نسبت دهد : « فَقُلْ لِي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ » « 2 » و يا « لَنا أَعْمالُنا وَلَكُمْ أَعْمالُكُمْ » « 3 » . پس قرآن كريم اصل نسبت دادن افعال به فاعل را انكار نمىكند آن چيزى را كه انكار كرده اين است كه كسى براى خود و يا براى كسى و يا چيزى ادعاى استقلال در عمل و بىنيازى از مشيت خدا و اذن او كند ، اين است آن نكته اى كه جمله استثنايى : * ( « إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » ) * در مقام افاده آن است . از همين جا روشن مىشود كه در جمله مذكور بايى به معناى ملابسه در تقدير است ، و استثناء هم استثناء مفرغ است كه مستثنى را از همه احوال و از همه زمانها بيرون مىكند و
--> ( 1 ) پس هر گاه تصميمى گرفتى با توكل بر خدا انجام ده . سوره آل عمران ، آيه 159 . ( 2 ) پس بگو عمل من براى من و عمل شما براى شما است . سوره يونس ، آيه 41 . ( 3 ) كارهاى ما براى خودمان و كارهاى شما براى خودتان . سوره شورى ، آيه 15 .