السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
378
تفسير الميزان ( فارسي )
تقديرش اين است كه « به هيچ چيز مگو - يعنى در باره هيچ چيز تصميم مگير - كه من آن را فردا انجام مىدهم ، اين حرف را در هيچ حالى از احوال و در هيچ زمانى از ازمنه مزن ، مگر در يك حال و يك زمان ، و آن حال و زمانى است كه كلام خود را معلق بر مشيت خدا كرده باشى به اينكه گفته باشى : من اين كار را فردا انجام مىدهم اگر خدا بخواهد كه انجام دهم و يا اگر خدا نخواهد كه انجام ندهم » و بالأخره معناى « ان شاء اللَّه » مقيد ساختن عمل خويش است به مشيت خدا . اين است آن معنايى كه دقت در آيه افاده اش مىكند ، و ذيل آيه نيز مؤيد آن است ، البته مفسرين در آن توجيهات ديگرى دارند كه ذيلا از نظر خوانندگان مىگذرد : يكى « 1 » اينكه معناى آيه همان معنايى است كه شد الا اينكه در كلام ، كلمه « قول » در تقدير است ، و تقدير كلام اين است كه : « الا ان تقول ان شاء اللَّه - مگر اينكه بگويى ان شاء اللَّه » و چون كلمه « تقول » حذف شده ، تعبير « ان شاء اللَّه » هم به عبارت مستقبل يعنى * ( « أَنْ يَشاءَ اللَّه » ) * تغيير يافته است ، و اين خود تاديبى است از خدا براى بندگانش ، و تعليم ايشان است تا آنچه خبر مىدهند اينطور خبر دهند تا از حد قطع و يقين بيرون آيد ، و در نتيجه دروغ نگفته باشند . و اگر قسم خوردهاند در صورت برخورد با موانع قسمشان نشكند . مثلا در خبر بگويند فردا ان شاء اللَّه فلانى مىآيد ، اگر فرضا نيامد دروغ نگفته ، چون گفته اگر خدا بخواهد ، و همچنين در قسم بگويد و اللَّه فلان كار را مىكنم ان شاء اللَّه ، تا اگر به موانعى برخورد نمود سوگندش نشكند ، و كفاره به گردنش نيايد - اين وجه را به اخفش نسبت دادهاند . ليكن وجهى است با تكلف آن هم تكلفى بىجهت ، علاوه بر اينكه تقدير قول آن طور كه گفته شده معناى آيه را به كلى به هم مىزند ، و اين مساله بر خواننده پوشيده نيست . وجه ديگرى كه آوردهاند « 2 » اين است كه در كلام چيزى در تقدير نيست الا اينكه مصدرى كه پس از تاويل جمله « ان شاء اللَّه » استفاده مىشود ، مصدرى است به معناى مفعول و معناى جمله اين است كه : به چيزى مگو كه من فردا انجامش مىدهم ، مگر آن چيزى كه خدا خواسته باشد و اراده كرده باشد ، مثلا اطاعت خدا باشد . پس گويا گفته شده در باره هيچ عملى مگو كه به زودى انجامش مىدهم مگر آن عملى كه از طاعات باشد . و نهى « مگو » هم نهى كراهتى است نه حرمتى تا بر آن اعتراض شود كه پس انجام كارهاى مباح و يا خبر دادن از آن كه بعدها مىكنم جائز نيست ، و حال آنكه جائز است .
--> ( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 461 ، به نقل از فراء .