السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

375

تفسير الميزان ( فارسي )

فرماييد . * ( « فَلا تُمارِ فِيهِمْ إِلَّا مِراءً ظاهِراً » ) * - راغب گفته : كلمه « مرية » به معناى تردد در چيزى است ، و معناى آن از معناى كلمه « شك » اخص است ، و شك از مريه عمومىتر است . آن گاه گفته : « امتراء » و « ممارات » به معناى محاجه در آن امرى است كه مورد تردد باشد . سپس گفته : اصل كلمه « مرية » از اصطلاح « مريت الناقة » گرفته شده كه معنايش « به پستان ماده شتر جهت دوشيدن شير دست كشيدم » است « 1 » . پس اگر « جدال » را « ممارات » خوانده‌اند براى اين است كه شخص مجادله كننده با كلام خود مىخواهد همه حرفهاى طرف خود را از او بدوشد و رد كند . و مقصود از « ظاهر بودن مراء » اين است كه در آن تعمق و دقت ننموده به همان مقدارى كه قرآن از قصه اصحاب كهف آورده اكتفاء كند . ولى بعضى « 2 » آن را طورى ديگر معنا كرده‌اند كه از آن توهين و رد شنونده فهميده مىشود . و بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند مقصود از ظاهر بودن مراء اين است كه مراء حجت طرف مقابل را از بين ببرد ، و ظهور در اينجا به معناى رفتن است ، هم چنان كه در شعر شاعر كه گفته : « و تلك شكاة ظاهر عنك عارها - و اين شكوه اى است كه عارش از تو خواهد رفت » به اين معنا است . و معناى آيه اين است : وقتى پروردگار تو داناتر به عدد ايشان است ، و او است كه داستان ايشان را براى تو بيان كرده ، پس ديگر با اهل كتاب در باره اين جوانان محاجه مكن مگر محاجه اى كه در آن اصرار نباشد ، و يا محاجه اى كه حجت آنان را از بين ببرد ، و از هيچ يك از آنان در باره عدد اين جوانان نظريه مخواه ، پروردگارت تو را كفايت كند . * ( « وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه » ) * . اين آيه شريفه چه خطابش را منحصر به رسول خدا ( ص ) بدانيم و چه اينكه بگوييم خطاب به آن حضرت و به ديگران است متعرض امرى است كه آدمى آن را كار خود مىداند ، و به طرف مقابل خود وعده مىدهد كه در آينده اين كار را مىكنم . قرآن كريم در تعليم الهى خود تمامى آنچه كه در عالم هستى است چه ذوات و چه آثار و افعال ذوات را مملوك خدا به تنهايى مىداند ، كه مىتواند در مملوك خود هر قسم تصرفى نموده و هر حكمى را انفاذ بدارد ، و كسى نيست كه حكم او را تعقيب كند ، و غير

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « مرى » . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 247 .