السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

340

تفسير الميزان ( فارسي )

انسانها هم وقتى روز موعود را مىبينند خيال مىكنند يك روز و يا پاره اى از يك روز در دنيا مكث كرده‌اند ، و چنانچه از اصحاب كهف سؤال شد * ( « كَمْ لَبِثْتُمْ » ) * و آنها گفتند : * ( « لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ » ) * از همه انسانها نيز در روز موعود سؤال مىشود : « كَمْ لَبِثْتُمْ فِي الأَرْضِ عَدَدَ سِنِينَ قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ » « 1 » و نيز مىفرمايد : « كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ » « 2 » . پس آيت اصحاب كهف در بين ساير آيات الهى پيشامدى نوظهور و عجيب نيست ، بلكه داستانى است كه همه روزه ، و تا شب و روزى هست ، تكرار مىگردد . پس گويا خداى تعالى بعد از آنكه فرمود : « فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً . . . صَعِيداً جُرُزاً » رسول گرامى خود را خطاب مىكند كه : گويا تو متوجه نشدى كه اشتغال مردم به دنيا و ايمان نياوردنشان به اين داستان به خاطر تعلقى كه به زينتهاى زمين دارند ، خود آيتى است نظير آيت خوابيدن اصحاب كهف در غار ، و به همين جهت اندوهناك شدى تا حدى كه خواستى از غصه خودت را بكشى ، و خيال كردى كه داستان اصحاب كهف يك داستان استثنايى و نوظهور و عجيب است ، و حال آنكه اين داستان عين داستان زندگى مردم دنياپرست است . و اگر صريحا رسول گرامش را خطاب نكرد خواست تا نسبت غفلت به ساحت مقدس او نداده باشد ، علاوه بر اينكه كنايه از تصريح رساتر است . اين آن معنايى است كه با تدبر در وجه و چگونگى اتصال اين داستان با آيات قبلش به دست مىآيد . و به همين منوال آيات بعدى هم - كه مربوط به آن دو مرد است كه يكى از آنها صاحب دو باغ بود و آيات بعد از آن ، كه مربوط است به قصه موسى و همسفرش - معنا مىشود كه به زودى بيانش خواهد آمد . البته مفسرين ديگر در وجه اتصال آيات اين قصه به ما قبل خود وجوه ديگرى ذكر كرده‌اند كه موجه نيستند ، و فائده اى در نقل آنها نيست . * ( « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً » ) * . « حسبان » به معناى پندار و مظنه است ، و « كهف » به معناى مغاره اى است كه در كوه باشد ، و فرق آن را با « مغاره » از نظر لغت اين است كه كهف از مغاره وسيعتر و بزرگتر

--> ( 1 ) پرسيده مىشود چند سال در زمين درنگ كرديد ؟ ( در پاسخ ) گويند درنگ كرديم يك روز يا قسمتى از يك روز . سوره مؤمنون ، آيات 112 و 113 . ( 2 ) روزى كه مىبينند وعده الهى را ، چنين به نظرشان مىرسد كه در زمين مكث نكردند مگر ساعتى از يك روزى را . سوره احقاف ، آيه 35 .