السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

341

تفسير الميزان ( فارسي )

است . و غار همان كهف است ، ليكن در صورتى كه كوچك باشد و كلمه « رقيم » از « رقم » است كه هم به معناى نوشتن است و هم به معناى خط . پس « رقيم » در واقع به معناى « مرقوم » است ، چون در موارد بسيارى وزن فعيل به معناى مفعول مىآيد ، مانند « جريح » كه به معناى « مجروح » و « قتيل » كه به معناى « مقتول » است . و كلمه « عجب » مصدر و به معناى « تعجب » است كه اگر به صورت وصف ( عجب ) تعبير شده نه به صورت فعل ( تعجب ) به منظور مبالغه است . و از ظاهر سياق اين داستان بر مىآيد كه اصحاب كهف و رقيم جماعت واحدى بوده‌اند كه هم اصحاب كهف ناميده شدند ، و هم اصحاب رقيم . اصحاب كهف ناميده شدند به خاطر اينكه در كهف ( غار ) منزل كردند ، و اصحاب رقيمشان ناميدند زيرا - بطورى كه گفته « 1 » شده داستان و سرگذشتشان در سنگنبشته اى در آن ناحيه پيدا شده است ، و يا در موزه سلاطين ديده شده « 2 » ، به همين جهت اصحاب رقيم ناميده شدند . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند « رقيم » نام كوهى در آن ناحيه بوده كه غار مزبور در آن قرار داشته است . و يا نام واديى بوده كه كوه مزبور در آنجا واقع بوده . و يا نام آن شهرى بوده كه كوه نامبرده در آنجا بوده است ، و اصحاب كهف اهل آن شهر بوده‌اند « 5 » . و يا نام سگى بوده كه همراه آنان به غار در آمده است « 6 » . اين پنج قول است كه در باره معناى اصحاب رقيم گفته شده و به زودى در بحثى كه پيرامون داستان كهف مىآيد ، خواهيد ديد كه قول اول مؤيد دارد . بعضى « 7 » ديگر گفته‌اند : اصحاب رقيم مردمى غير از اصحاب كهف بوده‌اند ، و داستانشان غير از داستان ايشان است ، و خداى تعالى نام آنان را با اصحاب كهف ذكر كرده است ، ولى فقط تفصيل داستان اصحاب كهف را فرموده است . اين عده از مفسرين براى داستان اصحاب رقيم روايتى هم نقل كرده‌اند كه به زودى در بحث روايتى خواهد آمد . ليكن اين قول بسيار بعيد است ، زيرا خداى تعالى در كلام فصيح و بليغش هرگز به

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 452 ، نقل از سعيد بن جبير . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 452 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 452 به نقل از حسن . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 452 ، به نقل از ابن عباس . ( 5 ) كشاف ، ج 2 ، ص 705 . ( 6 ) كشاف ، ج 2 ، ص 704 . ( 7 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 210 .