السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
32
تفسير الميزان ( فارسي )
تعالى گشته بىاختيار به سجده افتاد بدون اينكه دستور داشته باشد بعد از تسبيح دستور رسيد كه سر بردار ، خداوند ترا ثابت قدم كند و گواهى ده كه معبودى نيست به غير از خدا ، و اينكه محمد فرستاده خداست و قيامت آمدنى است و شكى در آن نيست و اينكه خداوند همه مردگان را زنده مىكند و بگو « اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت و باركت و ترحمت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم تقبل شفاعته فى امته و ارفع درجته » رسول خدا همه اينها را گفت . خداى تعالى فرمود اى محمد ، رسول خدا روى خود به سوى پروردگارش نموده ( و از ادب ) سر به زير افكند و گفت « السلام عليك » پس خداى جبار جل جلاله جوابش داد و گفت : « و عليك السلام يا محمد » به نعمت من نيرو بر طاعتم يافتى و به عصمتم . ترا پيغمبر و حبيب خود كردم . امام ابو الحسن ( ع ) سپس فرمود نمازى كه خداى تعالى دستور داد دو ركعت بود و دو سجده داشت و او همانطور كه برايت گفتم در هر ركعت دو سجده به جا آورد و مشاهده عظمت پروردگارش او را بىاختيار به تكرار سجده واداشت خداى تعالى هم همان دو سجده را واجب كرد . پرسيدم فدايت شوم آن صاد كه رسول خدا مامور شد از آن غسل كند چه بود ؟ فرمود : چشمه ايست كه از يكى از اركان عرش مىجوشد و آن را آب حيات مىگويند و همان است كه خداى تعالى در قرآن از آن ياد كرده و فرموده « ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ » و خلاصه دستور اين بود كه از آن چشمه وضو بگيرد و قرائت كند و نماز بخواند « 1 » . مؤلف : در اين معنا روايت ديگرى نيز هست . در كافى به سند خود از على بن حمزه روايت كرده كه گفت در حضور حضرت صادق ( ع ) بودم كه ابو بصير از آن جناب پرسيد : فدايت شوم رسول خدا ( ص ) را چند نوبت به معراج بردند ؟ فرمود دو نوبت جبرئيل او را در موقعى برد و به او گفت : اينجا باش كه در جايى قرار گرفته اى كه تا كنون نه فرشته اى بدان راه يافته و نه پيغمبرى ، اينجاست كه پروردگارت صلات مىگذارد . پرسيد چگونه صلات مىگذارد ؟ گفت : مىگويد : « سبوح قدوس » منم پروردگار ملائكه و روح ، رحمتم از غضبم پيشى گرفته است رسول خدا ( ص ) گفت : « عفوك عفوك » .
--> ( 1 ) علل شرايع ، ص 335 ، باب 32 ، ح 10 .