السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
315
تفسير الميزان ( فارسي )
از إله است و إله مالوه مىخواهد و اسم غير مسمى است ، پس هر كس اسم را بدون معنا بپرستد كافر شده و چيزى نپرستيده و كسى كه اسم و معنا را بپرستد باز كافر شده ، چون دو چيز را پرستيده ، و كسى كه معنا را بپرستد بدون اسم او خدا را به يگانگى پرستيده آيا فهميدى اى هشام ؟ . هشام مىگويد : عرض كردم : بيش از اين بفرمائيد ، فرمود : براى خداى تبارك و تعالى نود و نه اسم است ، پس اگر بنا باشد كه اسم همان مسمى باشد بايد هر اسمى براى خود ، الهى باشد ، و ليكن چنين نيست ، بلكه خداى تعالى معنا و مسماى واحدى است كه اين اسامى بر آن دلالت مىكنند ، و همه اين اسامى باز غير اويند ، اى هشام اسم نان غير از نان است ، و آدمى را سير نمىكند ولى به آن دلالت مىكند ، و همچنين آب كه اسم نوشيدنى است ، و لباس كه اسم پوشيدنى است و آتش كه اسم سوزاننده است « 1 » . و نيز در توحيد به سند خود از ابن رئاب از عده اى از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : هر كس خداى را با توهم عبادت كند كافر شده ، و هر كه اسم را بپرستد و معنا را رها كند كافر گشته ، و هر كس اسم و معنا هر دو را بپرستد مشرك شده و هر كس معنا را بپرستد و اسم را عنوان و معرف آن قرار دهد و با صفاتش او را توصيف كند و بر اين معنا اعتقاد قلبى داشته و زبانش هم همين را در پنهان و آشكار بگويد ، چنين كسى از اصحاب امير المؤمنين ( ع ) است و در حديث ديگر آمده چنين كسانى مؤمن حقيقيند « 2 » . و در توحيد بحار الانوار در باب مغايرت بين اسم و معنا از كتاب توحيد نقل كرده كه او به سند خود از ابراهيم بن عمر از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : خداى تبارك و تعالى اسمى خلق كرد كه با حروف توصيف نمىشود ، و با الفاظ به زبان در نمىآيد و در پيكر شخصى مجسم نمىشود ، و با هيچ چيز تشبيه نمىگردد و به هيچ رنگى در نمىآيد ، در اقطار و مكانها نمىگنجد ، و از تعريف شدن برتر است و از حس هر متوهمى محجوب و پرده پوشيده است ، آن گاه آن اسم را كلمه تامه اى بر اساس چهار جزء با هم قرار داد ، به طورى كه هيچ يك از آنها قبل از ديگرى نبود سپس سه چيز كه مورد حاجت خلق بود از آن ظاهر ساخت و يك چيز از آن را محجوب گذاشت ، و آن يك چيز همان اسم مكنون مخزون است كه به وسيله همين سه اسم ظاهر مخزون گرديد .
--> ( 1 ) توحيد صدوق ، ص 220 ، ح 13 و احتجاج ، ج 2 ، ص 72 ، ح 13 . ( 2 ) توحيد صدوق ، ص 220 ، ح 12 .