السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
316
تفسير الميزان ( فارسي )
و ظاهرا آن سه اسم ظاهر عبارتند از : اللَّه و تبارك و سبحان ، و براى هر كدام از اين سه اسم ، اركانى چهارگانه است كه در مجموع دوازده ركن مىشود ، پس آن گاه براى هر ركنى سى اسم قرار داد كه هر يك فعلى و كارى منسوب به او است ، پس او است رحمان و رحيم ، ملك و قدوس و خالق و بارئ و مصور وحى و قيوم و لا تاخذه سنة و لا نوم و عليم و خبير و سميع و بصير و حكيم و عزيز و جبار و متكبر و على و عظيم و مقتدر و قادر و سلام و مؤمن و مهيمن و منشئ و بديع و رفيع و جليل و كريم و رازق و محيى و مميت و باعث و وارث . پس اين اسماء و آنچه كه از اسماء حسنى هست ، تا سيصد و شصت اسم تمام شود ، همه از اين سه اسم منشعب مىگردد . و اين سه اسم اركان و حجابهايى هستند براى آن اسم واحد مكنون كه به وسيله اين سه اسم مخزون شدند ، و اين همان مطلبى است كه آيه : * ( « قُلِ ادْعُوا اللَّه أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَه الأَسْماءُ الْحُسْنى » ) * بيانش مىكند « 1 » . مؤلف : اين حديث در كافى نيز از آن جناب روايت شده « 2 » . در جلد هشتم اين كتاب در بحث اسماء حسنى گذشت كه گفتيم : اين اسماء كه اسماء حسنايش ناميدهاند اسماء اسماء هستند ، و آنچه از مصاديق كه اين اسماء بر آن دلالت و اشاره مىكند يعنى ذات متصف به فلان وصف اسم حقيقى مىباشد ، و بنا بر اين بعضى از اسماء حسنى عين ذات خواهند بود : و آن اسمايى هستند كه مصداق يكى از صفات ثبوتيه كماليه را برساند چون : حى و عليم و قدير ، و بعضى از آنها زائد بر ذات و خارج از ذاتند ، و آن اسمايى هستند مشتمل كه بر يكى از صفات سلبيه مىباشند نظير : لا تَأْخُذُه سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ و يا فعلى از افعال خدا باشند مانند : خالق و رازق . اينها اسماء حقيقى خدا است و اما اسماء اسماء خدا عبارت است از همين الفاظ كه بر ذات متصف به صفتى دلالت كند و هيچ شكى نيست كه اين الفاظ غير ذات خدايند ، بلكه الفاظى هستند كه گوينده آنها ، آنها را ايجاد مىكند ، پس هم حادثند و هم قائم به گوينده . در اين مطالب هيچ بحثى نيست ، خلافى كه در اين ميان هست در دو جهت است : جهت اول اينكه : بعضى از جاهلان از متكلمين سلف ميان اسماء و اسماء اسماء خلط كرده پنداشتهاند كه مقصود از عين ذات بودن اسماء ، همين الفاظ است كه اسماء اسماء
--> ( 1 ) بحار الانوار ، ج 4 ، ص 166 ، ط اسلاميه . ( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 87 ، ح 11 ، دوره دو جلدى عربى .