السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
313
تفسير الميزان ( فارسي )
بعد از آنكه اين نكته را به ايشان خاطر نشان كردى ، خدا را حمد و ثنا كن ، به حمد و ثنائى كه از آثار ملكيت على الاطلاق او باشد ، چرا كه هيچ چيز مانند او در ذات و يا در صفات نيست ، تا بتواند آن طور كه وثنيت دوگانه پرستان و اهل كتاب از نصارى و يهود و قدماى مجوس ، در باره ملائكه و جن و يا مسيح و يا عزير و يا احبار خود پنداشتهاند ، فرزند او باشد ، و يا آن طور كه دوگانه پرستان وثنىها و ستاره پرستان و شيطانپرستان پنداشتهاند ، بدون اشتقاق و پدر فرزندى شريك او باشد ، و يا آنكه علاوه بر شريك بودن ، ما فوق او هم باشند و نسبت به خدا ولايت داشته ، آنچه كه خدا از اصلاحش عاجز بماند ، آنها به خاطر قدرت بيشترى كه نسبت به خدا دارند و بر حق تعالى غلبه دارند ، اصلاح كنند . و به عبارت ديگر هيچ چيزى هم جنس او نيست تا اگر پائينتر از او است فرزند او ، و اگر مساوى با او است شريك او ، و اگر ما فوق او است ولى و غالب بر او در ملك باشد . اين آيه در حقيقت ثنائى است بر خدا ، به داشتن ملكيت على الاطلاق كه بر آن متفرع مىشود نفى فرزند و شريك و ولى . و به همين جهت رسول خدا ( ص ) را امر فرمود : او را تحميد كند نه تسبيح با اينكه آنچه در اين ثنا آمده از نفى فرزند و شريك و ولى صفات سلبى است كه مناسب با نفى آن تسبيح است نه تحميد ( دقت بفرمائيد ) . خداى سبحان آيه را با جمله : * ( « وَكَبِّرْه تَكْبِيراً » ) * ختم كرده ، و اين تكبير ( بزرگتر دانستن ) را مطلق آورده و نفرموده : از چه چيز بزرگتر است ، و اين بدان جهت است كه بعد از توصيف و تنزيه قبلى ، متذكر شود به اينكه : خدا از هر وصفى كه شما بكنيد و از هر حمد و ثنائى كه بگوئيد بزرگتر است . و لذا جمله معروف : « اللَّه اكبر » را اين طور تفسير كردهاند كه : خدا بزرگتر از آن است كه در وصف كسى بگنجد و همين تفسير از امام صادق ( ع ) روايت شده « 1 » ، و اگر به معناى بزرگتر از هر چيز باشد خالى از شرك نخواهد بود ، براى اينكه ساير موجودات را در بزرگى شريك او ولى خدا را بزرگتر از آنها دانستهايم . و ساحت مقدس او اجل و عزيزتر از آن است كه كسى و يا چيزى در امرى از امور و وصفى از اوصاف شريك او باشد . و از لطائفى كه در اين سوره به كار رفته اين است كه اولين آيه اش با تسبيح افتتاح و آخرين آيه اش با تحميد افتتاح و با تكبير اختتام يافته است .
--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 91 ، ح 9 ، دوره 2 جلدى عربى .