السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
284
تفسير الميزان ( فارسي )
اقرار به وجود پروردگار زير بار نبوت نمىروند ، و همين خود قرينه بر اين است كه مقصود از كلمه « ناس » در اين آيه همان بتپرستان ، و مراد از ايمانى كه زير بارش نرفتند ايمان به رسالت است . بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : چه بازداشت بتپرستان را - البته فراموش نشود كه قريش و عموم عرب آن روز از اين طائفه بودند - از اينكه به رسالت و يا به رسالت تو ايمان آورند ؟ چيزى بازشان نداشت الا اينكه مىپنداشتند رسول نمىتواند از جنس بشر باشد ، و به همين جهت همواره با رسولان مىستيزيدند و دعوت ايشان را رد مىكردند هم چنان كه خداى تعالى در نظائر آيه « لَوْ شاءَ رَبُّنا لأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِه كافِرُونَ » « 1 » ، پندار ايشان را حكايت نموده است . * ( « قُلْ لَوْ كانَ فِي الأَرْضِ مَلائِكَةٌ يَمْشُونَ مُطْمَئِنِّينَ لَنَزَّلْنا عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ مَلَكاً رَسُولًا » ) * . در اين آيه رسول خود را دستور مىدهد كه گفتار و انكار ايشان را نسبت به انكار رسالت بشر و نزول وحى را رد نموده و بفرمايد : عنايت الهى چنين تعلق گرفته كه اهل زمين را هدايت فرمايد ، و اين صورت نمىگيرد مگر به وسيله وحى آسمانى ، چون بشر از پيش خود هدايت نمىشود پس انسانها كه در زمين زندگى مىكنند هيچ وقت بىنياز از وحى آسمانى نيستند ، بناچار بايد فرشته اى به عنوان رسول به يك دسته از ايشان كه همان انبياء هستند نازل گردد . و اين خصيصه زندگى زمينى و عيش مادى است كه به هدايت الهى نيازمند است ، و آن هم نمىشود مگر به وسيله نزول وحى از آسمان ، حتى اگر فرضا عده اى از فرشتگان هم در زمين زندگى كنند و محكوم به عيش مادى و زمينى شوند بر آنان نيز فرشته اى نازل مىكرديم تا وحى ما را به ايشان برساند ، آرى اين مساله از خصائص زندگى زمينى است . خواننده محترم به طورى كه ملاحظه مىفرمايد عنايت و نقطه اتكاء در آيه شريفه به دو جهت است يكى اينكه زندگى بشر زمينى و مادى است و دوم اينكه هدايت كه خداى تعالى آن را بر خود واجب كرده تنها از راه وحى آسمانى و به وسيله يكى از فرشتگان عملى است ، و راه ديگرى ندارد .
--> ( 1 ) اگر پروردگار ما مىخواست ملائكه اى مىفرستاد ما به آنچه كه شما بدان فرستاده شدهايد كافريم . سوره حم ، سجده ، آيه 14 .