السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
285
تفسير الميزان ( فارسي )
و اتفاقا همين طور هم هست و اين دو جهت خود دو تا از مقدمات اساسى برهان بر نبوت عامه و اثبات آن است . و اما اصرارى كه مفسرين كردهاند كه معناى آيه را به اين تنگنا مقيد كردهاند كه رسول هر جنسى بايد از همان جنس باشد مثلا رسول آدميان آدمى و رسول فرشتگان ، فرشته باشد صحيح نبوده و معنايى آن چنان با اهميت هم نيست كه نسبت به آن اصرار ورزيدهاند ، زيرا بشر بودن رسولان گسيل شده به سوى بشر با اينكه آموزندگان و مربيان بشرند امرى است ضرورى و از لوازم زندگى زمينى ، پس آن نكته اى كه گفتنى است و آيه كريمه به آن عنايت دارد همين است كه زندگى بشر زمينى و مادى است و وحيى كه از آسمان به ايشان مىشود به وسيله فرشته اى آسمانى است ، و اين وحى هر چند براى بشر است و ليكن همه افراد بشر قابل دريافت آن نيستند ، آرى افراد نوع بشر از نظر سعادت و شقاوت و كمال و نقص و پاكى و ناپاكى باطن مختلفند ، تنها از ميان افراد اين نوع آن عده معدودى مىتوانند حامل و دريافت كننده آن باشند كه مانند فرشته آورنده آن پاك و از مساس شيطان منزه باشند ، و آن عده معدود همان رسولان خدا و انبياء هستند . توضيح اينكه عنايت الهى اقتضاء دارد كه خداوند هر نوع از انواع مخلوقات را به سوى كمال و سعادتش هدايت كند ، و انسان نيز كه يكى از انواع مخلوقات است مستثناى از اين قاموس كلى و عمومى نيست و اين را مىدانيم كه سعادت و كمال اين نوع جز در زندگى اجتماعى صورت نمىگيرد ، چون خصوص انسان موجودى است كه بايد دسته جمعى زندگى كند و قوانين و سنتهايى كه مايه سعادت دنيا و آخرتش باشد در ظرف اجتماعيش جريان يابد ، اختلافات قهرى و اجتنابناپذيرى كه در ميان افراد اجتماعش پديد مىآيد بر طرف كند . و از آنجايى كه زندگى اين نوع از مخلوقات ، زندگى شعورى است ناگزير بايد علاوه بر عقل و تميز ميان خير و شر ، مجهز به وسائل بيشترى براى پذيرفتن قانون و سنت باشد ، زيرا اگر به غير عقل چيز ديگرى كه مايه هدايت او باشد نمىداشت به سعادت مطلوبش نمىرسيد ، آرى مايه اختلاف او همين عقل او است ، و عقلى كه خود مايه اختلاف است چگونه رفع اختلاف مىكند پس ناگزير بايد به يك شعور ديگرى هم مجهز باشد تا با آن شعور خود معارف و قوانين رافع اختلاف و ضامن سعادت و كمالش را كه خداوند به سويش مىفرستد درك نمايد ، و آن شعور عبارت است از شعور وحى ، و انسان دارنده آن عبارت است از نبى و پيغمبر . و اين برهان عقلى برهانى است تمام كه از كلام خود خداى تعالى استفاده مىشود و