السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
280
تفسير الميزان ( فارسي )
مانده و به بانگ بلند تحدى مىكند . * ( « وَلَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً » ) * . « تصريف امثال » به معناى برگرداندن و دوباره آوردن و با بيانهاى مختلف و اسلوبهاى گوناگون ايراد كردن است ، و « مثل » به معناى توصيف مقصود است به چيزى كه آن را مجسم و ممثل كند و ذهن شنونده را به آن نزديك گرداند ، و كلمه « من » در جمله * ( « مِنْ كُلِّ مَثَلٍ » ) * براى ابتداء غايت است ، مراد اين است كه ما هر مثلى را كه روشنگر راه حق و راه ايمان و شكر باشد براى ايشان بيان كرديم ، ولى بيشتر مردم جز راه كفران را نپيمودند ، و اين كلام همانطور كه ملاحظه مىكنيد ، در مقام توبيخ و ملامت است . و در جمله * ( « أَكْثَرُ النَّاسِ » ) * ، اسم ظاهر « ناس » به جاى ضمير « هم » به كار رفته ، و در اصل « اكثرهم » بوده ، و شايد جهت اين تعبير اين بوده كه خواسته است اشاره به اين نكته كند كه سر كفران ايشان همين است كه ناسند هم چنان كه در آيه « وَكانَ الإِنْسانُ كَفُوراً » « 1 » نيز گذشت كه كفران ، خاصيت انسان بودن است . و معناى آيه اين است كه سوگند مىخوريم كه ما در اين قرآن براى مردم مكرر مثلها آورديم كه حق را برايشان روشن مىكرد ، و ايشان را به ايمان به ما و شكر نعمتهاى ما دعوت مىنمود ، و ليكن بيشتر مردم جز راه كفران نپيمودند و شكر ما نگزاردند . * ( « وَقالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الأَرْضِ يَنْبُوعاً ) * . . . * ( كِتاباً نَقْرَؤُه » ) * . كلمه « فجر » به معناى باز كردن و شكافتن است ، و همچنين است كلمه « تفجير » با اين تفاوت كه تفجير مبالغه و بسيارى را هم مىرساند ، و « ينبوع » به معناى چشمه اى است كه آبش خشك نمىشود ، و كلمه « خلال » به معناى وسط و اثناء هر چيزى است ، و « كسف » جمع كسفه است هم چنان كه قطع جمع قطعه است ، هم بر وزن آن است و هم به معناى آن ، و كلمه « قبيل » به معناى مقابل است ، مانند عشير كه به معناى معاشر است و كلمه « زخرف » به معناى طلا است ، و « رقى » به معناى صعود و بالا رفتن است . اين آيات آن معجزاتى را حكايت مىكند كه قريش عليه رسول خدا ( ص ) اقتراح و از وى مطالبه مىكردهاند . و با وجود قرآن كه معجزه جاودانى است ايمان آوردن خود را مشروط به آن مىنمودند ، چون مىخواستند قرآن را يك دستى گرفته آن را خوار بشمارند . و معناى آن اين است كه « قالوا » يعنى قريش گفتند : * ( « لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ » ) * اى محمد به تو
--> ( 1 ) سوره اسرى ، آيه 67 .