السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
266
تفسير الميزان ( فارسي )
همان شاكله و موافق با فعليات داخل روحش از او سر مىزند ، و اعمال بدنى او همان صفات و فعليات روحى را مجسم مىسازد ، هم چنان كه انسان متكبر مغرور اين صفات روحيش از سراپاى گفتار و سكوت و قيام و قعود و حركت و سكونش مىبارد و شخص خوار و ذليل و مسكين از تمامى حركات و سكناتش ذلت به چشم مىخورد ، و همچنين شجاع با ترسو ، و سخى با بخيل و صبور با عجول و هر صاحب صفتى با فاقد آن صفت از نظر كردار و رفتار متفاوت است ، و چگونه نباشد و حال آنكه گفتيم عمل خارجى مجسمه صفات درونى است و بقول معروف ظاهر عنوان باطن و صورت دليل بر معنا است . كلام خداى سبحان هم اين معنا را تصديق نموده و حجتهاى خود را بر همين اساس چيده است ، از آن جمله مىفرمايد « وَما يَسْتَوِي الأَعْمى وَالْبَصِيرُ وَلَا الظُّلُماتُ وَلَا النُّورُ وَلَا الظِّلُّ وَلَا الْحَرُورُ وَما يَسْتَوِي الأَحْياءُ وَلَا الأَمْواتُ » « 1 » و نيز مىفرمايد « الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ . . . » « 2 » و امثال اين از آيات بسيارى ديگر . * ( « كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » ) * - پس اين جمله به هر معناى كه حمل شود معناى محكمى دارد ، جز اينكه اتصالش به آيه * ( « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً » ) * و نيز واقع شدنش در سياق اين معنا كه خداى سبحان مؤمنين را بهره داده و با قرآن كريم و دعوت حقه اش شفا مىدهد و از همين راه ستمگران را خسران مىبخشد اين احتمال را به ذهن نزديك مىكند كه شايد مراد از شاكله ، شاكله به معناى دوم باشد كه همان شخصيت روحى است كه از مجموع غرائزش و عوامل خارجيش به دست مىآيد . گويى كه خداى تعالى بعد از آنكه فرمود مؤمنين از كلام او شفا و رحمت استفاده نموده و ظالمين از آن محرومند ، و بلكه استفاده شان از قرآن بيشتر شدن خسران ايشان است ، كسى اعتراض كرده است كه چرا بايد ميان بندگانش فرق بگذارد ، اعتراض ديگر اينكه اگر اين تفاوت را قائل نمىشد و قرآن را بر هر دو فرقه شفا و رحمت قرار مىداد غرض رسالت
--> ( 1 ) هرگز ( كافر تاريكجان ) كور و ( مؤمن روشنروان ) بينا يكسان نيست ، و هيچ ظلمت با نور مساوى نخواهد بود و هرگز آفتاب و سايه هم مرتبه نباشد و ابدا زندگان با مردگان برابر نيستند . سوره فاطر ، آيه 22 . ( 2 ) زنان بدكار و ناپاك شايسته مردانى بدين وصفند و مردان زشتكار و ناپاك نيز شايسته زنانى بدين وصفند ، و بالعكس زنان پاكيزه نيكو لايق مردانى چنين و مردان پاكيزه نيكو لايق زنانى همين گونهاند و اين پاكيزگان از سخنان بهتانى كه ناپاكان در باره آنان گويند منزهند و از خدا برايشان آمرزش مىرسد و رزق آنها نيكو است . سوره نور ، آيه 26 .