السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

267

تفسير الميزان ( فارسي )

بهتر حاصل مىشد و به حال دعوت نافعتر بود و چرا چنين تفاوتى قائل شد ، لذا در آيه مورد بحث رسول گرامى خود را دستور مىدهد كه ايشان را پاسخ دهد . به وى مىفرمايد تا به ايشان بگويد : * ( « كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » ) * يعنى ما تفاوت قائل نشده‌ايم اين خود مردمند كه اعمالشان بر طبق شاكله و فعاليتهاى موجودشان صادر مىشود ، آن كس كه داراى شاكله معتدل است راه يافتنش به سوى كلمه حق و عمل صالح و برخوردارى از دين قدرى آسانتر است ، و آن كس كه شاكله ظالم و سركشى دارد ، او هم مىتواند به سوى كلمه حق و دين راه يابد اما براى او قدرى دشوارتر است ، و بيشتر به آن راه نمىآيد و در نتيجه از شنيدن دعوت دين حق ، جز خسران عايدش نمىشود . و خدايى كه پروردگار شما و داناى به اسرار و نهانهاى شما و مدبر امر شما است بهتر مىداند كه چه كسى شاكله معتدل دارد و چه كسى شاكله عادل و كدام آسانتر به راه حق مىافتد و به استفاده و بهره مند شدن از نعمت دين نزديكتر است ، و همچنين آن پيغمبرى كه خداى عليم به او خبر داده و او را واقف ساخته و مىداند كه مؤمنين راه يابنده ترند ، و در نتيجه شفا و رحمت هم مختص آنان خواهد بود ، و از قرآن براى ظالمان چيزى جز بيشتر شدن خسران نمىماند ، مگر آنكه از ظلم دست بردارند و از قرآن منتفع شوند . از همين جا معلوم مىشود كه نكته تعبير به صيغه افعل تفضيل در كلمه « اهدى » چه بوده است ، چون همانطور كه گفتيم شاكله و صفات درونى در دعوت به آنچه تقاضا دارد دعوت لازم و حتمى نيست كه نتوان از آن تخلف كرد ، خلاصه آن كسى كه شاكله ظلم دارد هر چند شاكله اش او را به سوى كارهاى زشت دعوت مىكند الا اينكه هر چه مىكند بطور حتم نيست باز هم مىتواند و لو به سختى و كندى راه هدايت را پيش بگيرد چيزى كه هست دارنده شاكله عدالت ، تندتر در اين راه پيش مىرود . امام فخر رازى در تفسير خود مطلبى دارد و خلاصه اش اين است كه مىگويد : آيه شريفه دلالت مىكند بر اينكه نفوس ناطقه انسانى اصلا در ماهيتهايشان با هم مختلفند ، چون در آيه قبلى مىفرمود قرآن نسبت به بعضى از نفوس فائده ، شفا و رحمت را مىبخشد ، و در بعضى ديگر خسارت و خوارى را ، آن گاه دنباله اش فرموده * ( « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه » ) * و معنايش اين است كه لائق به اين نفوس ظاهره و پاكيزه اين است كه از قرآن آثار ذكاء و كمال بگيرد و در نفوسى كه شاكله ظلم و كدورت دارد ، لايق براى آن همين است كه از قرآن آثار خزى و ضلالت بگيرد ، هم چنان كه آفتاب نمك را كه سفت است سفتتر مىكند ، و روغن را كه نرم است نرمتر مىسازد جامه رنگرز متقلب را سفيدتر و سيه رويى او را بيشتر