السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

218

تفسير الميزان ( فارسي )

در مجمع البيان مىگويد : اگر گفته شود كه معناى تكريم و تفضيل يكى نيست ، زيرا اگر يكى بود چه جهت داشت كه تكرار شود ؟ گفتن يكى از آن دو كافى بود . در جواب مىگوئيم : جمله « كرمنا » صرف انعام را مىرساند بدون اينكه نظرى به برترى انسان نسبت به ساير موجودات داشته باشد ، ولى تفضيل نظر به برترى دارد ، و اگر دومى را نمىگفت ، اين اشاره ظاهر نمىشد ، بعضى هم گفته‌اند كه تكريم تنها شامل نعمتهاى دنيا مىشود ، و تفضيل مربوط به نعمتهاى آخرت است ، بعضى ديگر گفته‌اند كه تكريم آن نعمتهايى است كه مصحح و مجوز تكليف شده و تفضيل نعمت تكليف ( دين ) است كه به وسيله آن آدمى به منازل و رتبه هاى و الا مىرسد « 1 » . اما اينكه گفته است كه تفضيل يك نكته اى را مىرساند كه تكريم فاقد آن است و آن عبارت از اين است كه « نعمت مورد تفضيل بدون استحقاق داده شده » ! در جوابش مىگوئيم كه چنين چيزى را قبول نداريم ، و مىگوئيم تفضيل ، هم در نعمتهايى كه مفضل استحقاق آن را دارد اطلاق مىشود ، و هم در نعمتهايى كه طرف استحقاق آن را نداشته باشد ، و اما آن وجوهى كه از ديگران نقل كرده هيچيك دليلى ندارد . فخر رازى در تفسير خود در باره فرق ميان « تكريم » و « تفضيل » گفته قريبتر از هر معنا اين به نظر مىرسد كه گفته شود : « خداى تعالى انسان را بر ساير حيوانات به امورى خلقى و طبيعى و ذاتى از قبيل عقل و نطق و خط و صورت زيبا و قامت موزون برترى داده است ، و همه اينها را به وسيله عقل و فهم در اختيار آدمى قرار داده ، تا به وسيله آنها عقايد حق و اخلاق فاضله را تحصيل كند » . اولى تكريم و دومى تفضيل است . پس گويى كه خواسته است بفرمايد : ما بشر را با در معرض كسب نجات و تقرب قرار دادن برترى داديم ، تا آنچه مايه نجات او از بديها و مهالك است و مايه تقرب او از نيكيها است به وسيله مبادى و ابزارى كه در اختيارش قرار داده‌ايم كسب كند ، حال وظيفه خود اوست كه شكر داده هاى ما را به جاى آورد ، و آنچه را كه برايش خلق كرده‌ايم در همان موردى كه براى آن مورد خلقش كرديم به كار گيرد ، يعنى خدا را به يگانگى بپرستد و چيزى شريك او قرار ندهد ، و بتهايى كه دارد كنار بگذارد « 2 » .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 429 . ( 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 16 .