السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

217

تفسير الميزان ( فارسي )

زمينى است ، و آنها را به منزله صاحبان عقل شمرده و فرمود : « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » « 1 » و اين احتمال با معناى آيه مناسبتر است ، چون مىدانيم كه غرض از آيه مورد بحث بيان آن جهاتى است كه خداوند با آن جهات آدمى را تكريم كرده ، و بر بسيارى از موجودات اين عالم برترى داده ، و اين موجودات - تا آنجا كه ما سراغ داريم - حيوان و جن هستند ، و اما ملائكه از آن جايى كه موجودات مادى و در تحت نظام حاكم بر عالم ماده قرار ندارند نمىتوانيم آنها را نيز مشمول آيه بگيريم . بنا بر اين معناى آيه اين مىشود كه ما بنى آدم را از بسيارى از مخلوقاتمان كه حيوان و جن بوده باشند برترى داديم ، و اما بقيه موجودات كه در مقابل كلمه « بسيار » ( كثير ) قرار دارند يعنى ملائكه خارج از محل گفتارند ، زيرا آنها موجوداتى نورى و غير مادى هستند و داخل در نظام جارى در اين عالم نيستند ، و آيه شريفه هر چند در باره انسان بحث مىكند و ليكن از اين نظر مورد بحث قرارش داده كه يكى از موجودات عالم مادى است كه او را به نعمتهايى نفسى و اضافى تكريم كرده است . از آنچه گذشت چند نكته زير روشن گرديد . 1 - اينكه هر يك از دو كلمه : تفضيل و تكريم ناظر به يك دسته از موهبتهاى الهى است كه به انسان داده شده ، تكريمش به دادن عقل است كه به هيچ موجودى ديگر داده نشده ، و انسان به وسيله آن خير را از شر و نافع را از مضر و نيك را از بد تميز مىدهد ، موهبتهاى ديگرى از قبيل تسلط بر ساير موجودات و استخدام و تسخير آنها براى رسيدن به هدفها از قبيل نطق و خط و امثال آن نيز زمانى محقق مىشود كه عقل باشد . و اما تفضيل انسان بر ساير موجودات به اين است كه آنچه را كه به آنها داده از هر يك سهم بيشترى به انسان داده است ، اگر حيوان غذا مىخورد خوراك ساده اى از گوشت و يا ميوه و يا گياهان و يا غير آن دارد ، ولى انسان كه در اين جهت با حيوان شريك است اين اضافه را دارد كه همان مواد غذايى را گرفته و انواع طعامهاى پخته و خام براى خود ابتكار مىكند ، طعامهاى گوناگون و فنون مختلف و لذيذ كه نمىتوان به شماره اش آورده براى خود اختراع مىنمايد و همچنين آشاميدنى ، و پوشيدنى ، و اطفاء غريزه جنسى و طريقه مسكن گزيدن و رفتار اجتماعى در حيوانات و انسان بدين قياس است .

--> ( 1 ) و نيست هيچ جنبنده اى در زمين و نه پرنده اى كه مىپرد و به دو بالش مگر آنكه امتهايى مثل شمايند و تقصير نكرديم در كتاب از چيزى پس بسوى پروردگارشان محشور مىشوند . سوره انعام ، آيه 38 .