السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

198

تفسير الميزان ( فارسي )

است ، و حال بايد مشتق باشد « 1 » . در اين آيه شريفه يادآورى ديگرى است براى رسول خدا ( ص ) و آن داستان ابليس و ماجرايى است كه ميان او و خداى سبحان اتفاق افتاد ، آن موقعى كه امر خدا به سجده به آدم را عصيان ورزيد تا نسبت به وضع مردم خيلى ناراحت نشود و بداند كه جنس بشر از ازل همين طور بوده كه اوامر خداى را سبك شمرده و در برابر حق سرپيچى و استكبار مىورزند ، و اعتنايى به آيات خدا نمىكنند ، و از اين به بعد هم همواره چنين خواهد بود ، به ياد آور كه چگونه ابليس قسم خورد كه گريبان ذريه آدم را بگيرد ، و خدا هم او را بر كسانى كه اطاعتش كنند مسلط فرمود ، و احدى از پيروان دعوت او و دعوت سواران و پيادگان از لشگر او را استثناء نكرد ، و كسانى را استثناء كرد كه از بندگان مخلص خدا باشند . بنا بر اين معناى آيه چنين مىشود : به ياد آر زمانى را كه پروردگارت به ملائكه گفت : بر آدم سجده كنيد ، همه سجده كردند مگر ابليس ، در اينجا مثل اينكه كسى پرسيده باشد : خوب ابليس چكار كرد و يا چه گفت ؟ در جوابش فرمود : امر خداى را نادرست تلقى كرده و گفت : آيا من سجده كنم ؟ - اين استفهام را انكارى گويند - در برابر كسى كه او را از گل آفريدى با اينكه مرا از آتش خلق كرده اى كه شرافت آتش بيشتر از گل است . و بطورى كه ملاحظه مىكنيد در آيه شريفه مطالبى به منظور اختصار حذف شده ، چون سياق اقتضاى اين اختصار را داشت ، زيرا مقصود بيان علل و عواملى است كه باعث شد ظلم و فساد بنى آدم استمرار و دوام يابد و نسلش برچيده نگردد ، و در اين باره نخست اين را فرمود كه اولين بشر به آيات و معجزات اقتراحى خودش ايمان نياورد ، آخرين هم پيرو همان اوليناند ، و ايمان نخواهند آورد ، و سپس به پيغمبر گرامى خود ياد آور شد كه در اين ميان فتنه ها در كار است ، كه به زودى ظهور نموده و امت اسلام را در بوته امتحان خود داغ مىكند ، آن گاه داستان آدم و ابليس را خاطر نشان مىفرمايد كه ابليس سوگند خورد ذريه آدم را گمراه سازد ، و از خدا درخواست كرد كه او را بر كرده اش مسلط سازد ، پس خيلى بعيد نيست كه اكثر مردم به سوى راه ضلالت گرائيده و در ظلم و طغيان و اعراض از آيات خدا غوطه ور گردند ، چون از يك سو فتنه هاى الهى احاطه شان كرده و از سوى ديگر شيطان با قشون سواره و پياده اش محاصره شان نموده است . * ( « قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَه إِلَّا قَلِيلًا » ) * .

--> ( 1 ) كشاف ، ج 2 ، ص 676 .