السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
199
تفسير الميزان ( فارسي )
كاف در كلمه « ا رايتك » زائده است ، و هيچ محلى از اعراب ندارد ، فقط معناى خطاب را مىرساند چنانچه در اسماء اشاره اين كار را مىكند ، و مراد شيطان از اينكه گفت : * ( « الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ » ) * آدم ( ع ) است ، برترى دادن آدم بر ابليس همان است كه خداى تعالى او را وادار كرد كه تا بر او سجده كند ، و چون نكرد از درگاه خودش براند . و از همين جا روشن مىشود كه ابليس از دستور سجده كردن بر آدم همين تفضيل را فهميده چنانچه از كلام ملائكه در پاسخ خداى تعالى كه گفتند : « آيا در زمين خلقى قرار مىدهى كه فساد و خونريزى كنند » فهميد كه خلق آينده نيز گناه مىتوانند بكنند ، و لذا جرأت و جسارت به خرج داده تصميم گرفت ذريه آدم را اغواء كند ، و در تفسير آيه « أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ . . . » ( سوره بقره ، آيه 30 ) مطالبى كه نافع باشد گذشت . كلمه « احتناك » به طورى كه در مجمع البيان « 1 » گفته به معناى قطع شدن از ريشه است ، و وقتى گفته مىشود : « احتنك فلان ما عند فلان من مال او علم - فلانى آنچه مال يا علم نزد فلان كس بود همه را احتناك كرد » معنايش اين است كه جستجو نموده تا دينار آخرش را از او گرفت ، و يا وقتى گفته مىشود : « احتنك الجراد المزرع - ملخ زراعت را احتناك كرد » معنايش اين است كه تا دانه آخرش را خورد « 2 » . بعضى « 3 » گفتهاند اصل اين كلمه از « حنك » است ، وقتى گفته مىشود : « حنك الدابة بحبلها » معنايش اين است كه ريسمانى به گردن حيوان بست و او را كشيد ، و ظاهرا معناى آخرى معناى اصلى احتناك است ، چون احتناك خود به معناى افسار كردن است . و معناى آيه اين است كه ابليس بعد از آنكه سرپيچى كرد دچار غضب الهى شد و گفت : پروردگارا اين بود آن كس كه مرا به سجده كردن بر وى مامور نمودى ؟ و چون انجام ندادم از درگاه خودت دورم ساختى ؟ سوگند كه اگر تا روز قيامت كه مدت عمر بشر در زمين است مرا مهلت دهى فرد فرد ذريه او را افسار مىكنم مگر اندكى را كه بندگان مخلص تواند . * ( « قالَ اذْهَبْ فَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزاؤُكُمْ جَزاءً مَوْفُوراً » ) * . بعضى « 4 » گفتهاند : امر « برو » ( اذهب ) امر حقيقى نيست بلكه كنايه از آزادى است ،
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 425 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 4 ، ص 68 . ( 3 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 ، ص 4 . ( 4 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 110 .