السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

176

تفسير الميزان ( فارسي )

و خود مشركين هم اين معنا را مىدانند و قبول دارند ، چيزى كه هست اگر شريكهايى براى خدا گرفته و مىپرستيدند به طمع نفع آنها و از ترس ضرر آنها است ، و در همين جا به خطا رفته‌اند زيرا اين شركاء قادر بر رساندن نفع و دفع ضرر نيستند ، پس الوهيت ندارند ، شاهد نفع و ضرر نداشتن آنها اين است كه مشركين آنها را به اين اميد و به همين ترس مىپرستند ، و تا كنون چنين خاصيتى از آنها نديده‌اند . و چطور مىتوانند از پيش خود و مستقلا خاصيت بلاگردانى را داشته و حاجت برآورند و رفع پريشانى كنند با اينكه خود آنها مخلوق خدايند ، و به اعتراف خود مشركين در پى راهى و وسيله اى به درگاه خدا هستند ، اميدوار رحمت او و بيمناك از عذاب اويند . پس معلوم شد كه اولا مراد از جمله * ( « الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِه » ) * مشركين است كه ملائكه و جن و يا انس را مىپرستيدند ، چون مقصود ايشان از پرستش بتها تقرب به ملائكه و يا جن و انس بوده و همچنين اگر آفتاب و يا ماه و يا ستارگان را مىپرستيدند به همين منظور بوده كه به درگاه روحانيان آنها كه از جنس ملائكه هستند تقرب يابند . علاوه بر اين بتها از آن نظر كه بت هستند حقيقتا چيزى نيستند كه قابل پرستش باشند ، هم چنان كه فرمود : « إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ » اينها جز اسمايى كه پدرانتان و يا خودتان ناميده‌اند چيز ديگرى نيستند . و اما آنهايى كه از چوب و يا فلزى ساخته شده‌اند كه جز جماد بىجان چيز ديگرى نيستند ، و با ساير جمادات فرقى ندارند ، و سجده در برابر آنها با سجده در برابر ساير چوبها و ساير سنگها فرقى ندارد ، پس بت بودنشان از جهت سنگ و چوب بودن نيست . و ثانيا روشن شد كه مراد از نفى قدرت آنها ، اينست كه مستقلا و بدون احتياج به خداى سبحان قادر نيستند ، به دليل اينكه در آيه بعد مىفرمايد : * ( « أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ . . . » ) * . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : گويا مراد از مالك ضرر و نفع نبودن بتها اين است كه قدرت تام و كامل ندارند ، و گرنه مشركين اقرار دارند كه قدرت خدايان دروغى از ناحيه خداست ، آرى مشركين اين معنا را انكار ندارند كه شركاء و بتها به جميع صفاتشان مخلوق خدايند ، و صفات خدا كاملتر و قوىتر از صفات بتها است . اين معنا كه معلوم شد استدلال آيه كاملا تمام گشته مشركين مجاب مىشوند ، و گرنه

--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 98 .