السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
174
تفسير الميزان ( فارسي )
كه مالك بلاگردانى از شما را نيستند تا مكروه شما را برگردانيده محبوبتان را بياورند ( 56 ) . آنهايى كه كفار به خدائيشان مىخوانند و خدا را مىخوانند و همه در جستجوى راهى به سوى پروردگار خويشند تا كدام منزلتى نزديكتر به دست آورند به رحمت او اميدوار و از عذاب او ترسانند كه عذاب پروردگارت لازم الاحترام است ( 57 ) . و هيچ قريه اى نيست مگر اينكه ما هلاك كننده آن قبل از قيامت و يا عذاب كننده آنيم به عذابى شديد و اين در كتاب نوشته شده است ( 58 ) . و اگر آيات پيشنهادى كفار قريش را نفرستاديم چيزى مانع ما نشد جز اينكه در امتهاى گذشته فرستاديم تكذيبش كردند ( هم چنان كه ) به قوم ثمود ناقه ( اى كه خود خواسته بودند ) را كه آيتى بينا كننده بود داديم ، پس به آن ظلم كردند و ما هر وقت آيات را بفرستيم به منظور تخويف مىفرستيم ( 59 ) . و به ياد آور وقتى را كه به تو گفتيم پروردگارت احاطه به مردم دارد ، و ما آن رؤيا كه به تو نشان داديم جز به منظور آزمايش بشر قرارش نداديم ، همچنين شجره اى كه در قرآن لعن شده كه تخويفشان مىكنيم ولى هر چه مىكنيم جز بيشتر شدن طغيانشان نتيجه نمىدهد آن هم چه طغيان بزرگى ( 60 ) . ( و نيز ) به ياد آر آن زمان را كه به ملائكه گفتيم سجده بر آدم كنيد ، همه سجده كردند جز ابليس كه گفت : من سجده كنم براى كسى كه تو او را از گل خلق كرده اى ؟ ( 61 ) . و نيز گفت : به من بگو ببينم موجود قحطى بود كه اين را بر من برترى دهى اگر مرا تا روز قيامت عمر دهى تمامى فرزندان او را جز اندكى فريب داده گمراه مىكنم ( 62 ) . پروردگارت فرمود : برو ! هر كس از ايشان خواست پيروى تو كند بكند كه جهنم هم بزرگ است و جزائى كامل است ( 63 ) . با آواز خود هر چه توانستى از ايشان بفريبى بفريب و از مدارج كمال پائين بياور و تا آنجا كه مىتوانى لشگر سوار و پياده ات را بر سرشان بتازان و احاطه شان كن و در اموال و اولادشان شركت كن و وعده هاى دروغيشان بده ، آرى شيطان چيزى جز دروغ و فريب وعده شان نمىدهد ( 64 ) . همانا ترا بر بندگان ( خاص ) من تسلط نيست و تنها محافظت و نگهبانى خدا ( آنها را ) كافى است ( 65 ) . بيان آيات در اين آيات در باره مساله توحيد بگونه ديگرى احتجاج شده ، و ربوبيت خدايانى كه مشركين مىپرستيدند ابطال گرديده ، و حاصلش اينست كه بتها قادر به رفع گرفتاريها و برداشتن آنها از پرستش كنندگان خود نيستند ، بلكه آنها در احتياج به خداى سبحان مانند خود