السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
17
تفسير الميزان ( فارسي )
« لا منجى منك الا اليك » مىباشد . رسول خدا ( ص ) فرمود : در اينجا بود كه ملائكه كلامى را به من آموختند ، تا در هر صبح و شام بخوانم ، و آن اين است : « اللهم ان ظلمى اصبح مستجيرا بعفوك و ذنبى اصبح مستجيرا بمغفرتك و ذلى اصبح مستجيرا بعزتك ، و فقرى اصبح مستجيرا بغناك و وجهى الفانى اصبح مستجيرا بوجهك الباقى الذى لا يفنى - خدايا اگر ظلم مىكنم دلگرم به عفو توام و اگر گناه مىكنم پناهنده به مغفرتت هستم ، خدايا ذلتم از دلگرمى به عزت تو است و فقرم پناهنده به غناى تو است و وجه فانيم مستجير به وجه باقى تو » و من اين را در موقع عصر مىخوانم . آن گاه صداى اذانى شنيدم و ناگاه ديدم فرشته ايست كه اذان مىگويد ، فرشته ايست كه تا قبل از آن شب كسى او را در آسمان نديده بود ، وقتى دو نبوت گفت « اللَّه اكبر » خداى تعالى فرمود درست مىگويد بنده من ، من از هر چيز بزرگترم ، او گفت : « اشهد ان لا إله الا اللَّه » خداى تعالى فرمود : بندهام درست مىگويد ، منم اللَّه ، كه معبودى نيست مگر من و معبودى نيست به غير من . او گفت : « اشهد ان محمدا رسول اللَّه اشهد ان محمدا رسول اللَّه » پروردگار فرمود : بندهام راست مىگويد محمد بنده و فرستاده من است ، من او را مبعوث كردهام ، او گفت : « حى على الصلاة حى على الصلاة » خداى تعالى فرمود : راست مىگويد بنده من و به سوى واجب من دعوت مىكند هر كس از روى رغبت و به اميد اجر دنبال واجب من برود همين رفتنش كفاره گناهان گذشته او خواهد بود . او گفت : « حى على الفلاح حى على الفلاح » خداى تعالى فرمود : آرى نماز صلاح و نجاح و فلاح است آن گاه در همان آسمان بر ملائكه امامت كردم و نماز گزارديم آن طور كه در بيت المقدس بر انبياء امامت كرده بودم ( اين روايت از دستبرد عامه محفوظ نمانده و گرنه جا داشت حى على خير العمل هم در آن ذكر شده باشد ) . سپس فرمود بعد از نماز ، مهى همانند ابر مرا فرا گرفت به سجده افتادم پروردگارم مرا ندا داد : من بر همه انبياى قبل از تو پنجاه نماز واجب كرده بودم همان پنجاه نماز را بر تو و امتت نيز واجب كردم اين نمازها را در امتت بپاى دار ، رسول خدا ( ص ) مىگويد : من برخاسته به طرف پايين به راه افتادم ، در مراجعت به ابراهيم برخوردم ، چيزى از من نپرسيد ، به موسى برخوردم ، پرسيد چه كردى ؟ گفتم : پروردگارم فرمود : بر هر پيغمبرى پنجاه نماز واجب كردم ، و همان را بر تو و بر امتت نيز واجب كردم ، موسى گفت : اى محمد