السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
130
تفسير الميزان ( فارسي )
با مورد بسازد اين است كه گوش و چشم و فؤاد نعمتهايى هستند كه خداوند ارزانى داشته است تا انسان به وسيله آنها حق را از باطل تميز داده و خود را به واقع برساند ، و به وسيله آنها اعتقاد و عمل حق تحصيل نمايد ، و به زودى از يك يك آنها بازخواست مىشود كه آيا در آنچه كه كار بستى علمى به دست آوردى يا نه ، و اگر به دست آوردى پيروى هم كردى يا خير ؟ . مثلا از گوش مىپرسند آيا آنچه شنيدى از معلومها و يقينها بود يا هر كس هر چه گفت گوش دادى ؟ و از چشم مىپرسند آيا آنچه تماشا مىكردى واضح و يقينى بود يا خير ؟ و از قلب مىپرسند آنچه كه انديشيدى و يا بدان حكم كردى به آن يقين داشتى يا نه ؟ گوش و چشم و قلب ناگزيرند كه حق را اعتراف نمايند ، و اين اعضاء هم ناگزيرند حق را بگويند ، و به آنچه كه واقع شده گواهى دهند ، بنا بر اين بر هر فردى لازم است كه از پيروى كردن غير علم بپرهيزد ، زيرا اعضاء و ابزارى كه وسيله تحصيل علمند به زودى عليه آدمى گواهى مىدهند ، و مىپرسند آيا چشم و گوش و قلب را در علم پيروى كردى يا در غير علم ؟ اگر در غير علم پيروى كردى چرا كردى ؟ و آدمى در آن روز عذر موجهى نخواهد داشت . و برگشت اين معنا به اين است كه بگوئيم « لا تقف ما ليس لك به علم فانه محفوظ عليك فى سمعك و بصرك و فؤادك - پيروى مكن چيزى را كه علم به صحتش ندارى زيرا گوش و چشم و دل تو عليه تو شهادت خواهند داد » و بنا بر اين ، آيه شريفه در معناى آيه « حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ . . . وَما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلا أَبْصارُكُمْ وَلا جُلُودُكُمْ وَلكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّه لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ ، وَذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ » « 1 » خواهد بود با اين تفاوت كه آيه مورد بحث ، فؤاد را هم اضافه كرده و جزو گواهان عليه آدمى معرفى نموده ، چون فؤاد همان است كه انسان هر چه را درك مىكند به وسيله آن درك مىكند و اين از
--> ( 1 ) تا چون همه بر دوزخ رسند آن هنگام گوش و چشمها و پوست بدنها بر جرم و گناه آنها گواهى دهند . . . و آنها به اعضاء بدن گويند چگونه بر اعمال ما شهادت داديد ؟ آن اعضاء جواب گويند خدايى كه همه موجودات را به نطق آورد ما را نيز گويا گردانيد و او شما را نخستين بار بيافريد و باز به سوى او بر مىگرديد . و شما كه اعمال زشت خود را پنهان مىداشتيد براى اين نبود كه گوش و چشمهاى شما و پوست بدنهايتان امروز شهادت ندهند و ليكن گناه را پنهان مىكرديد به گمانتان كه اكثر اعمال زشتى كه مىكنيد از خدا هم پنهان است و بر آن آگاه نيست ولى همان گمان باطل شما در باره خدا موجب هلاكت شما گرديد و امروز همه از زيانكاران شديد . سوره فصلت ، آيات 19 - 23 .