السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

101

تفسير الميزان ( فارسي )

فصل 3 - روايات هم اين نظريه را تاييد مىكنند : رواياتى كه مؤيد اين معنا است بسيار است ، از آن جمله روايتى است كه برقى ( در محاسن خود ) از پدرش و او از ابن ابى عمير و او از هشام بن سالم نقل كرده كه گفت : امام صادق ( ع ) فرمود : خداوند هر چيز را كه بخواهد ايجاد كند اول تقديرش مىكند و وقتى تقديرش كرد قضايش را مىراند ، و وقتى قضايش را راند امضايش مىفرمايد « 1 » . و همچنين برقى ( در كتاب خود ) از پدرش و او از ابن ابى عمير ، و ابن ابى عمير از محمد بن اسحاق روايت كرده كه گفت : امام ابو الحسن ( ع ) به يونس ( آزاد كرده على بن يقطين ) فرمود : اى يونس به مساله قدر نپرداز عرض كرد : من به مساله قدر زياد نپرداخته‌ام ، ليكن همين را مىگويم كه : تنها چيزى موجود مىشود كه خدا اراده اش كرده باشد و مشيتش هم تعلق گرفته باشد ، و نيز قضاى آن را رانده و تقديرش كرده باشد ، فرمود ولى من اينطور نمىگويم ، من مىگويم : هيچ چيز تحقق نمىيابد مگر آنكه اول مورد مشيت خدا و سپس مورد اراده او و آن گاه قدر او و در مرحله چهارم قضاى او قرار گرفته باشد ، آن گاه فرمود : هيچ مىدانى مشيت چيست ؟ عرض كرد : نه ، فرمود : تصميم به كارى گرفتن ، هيچ مىدانى اراده كردنش به چه معنا است ؟ عرض كرد : نه ، فرمود : به اينكه آن چيز را بر طبق مشيت خود تمام كند ، آن گاه فرمود : هيچ مىدانى قدرش چه معنا دارد ؟ عرض كرد : نه ، فرمود : قدر خدا هندسه و ابعاد دادن به موجود و تعيين مدت بقاى آنست ، سپس فرمود : خدا وقتى چيزى را بخواهد اول اراده مىكند ، و بعد تقديرش نموده سپس قضايش را مىراند ، و وضعش را مشخص مىكند ، و وقتى كارش را يك طرفى كرد امضا و اجرايش مىسازد « 2 » . و در روايت ديگر از يونس از همان جناب آمده كه فرمود : هيچ چيزى صورت خارجى به خود نمىگيرد مگر آنكه مورد مشيت و اراده و قدر و قضاى خدا قرار گرفته باشد عرض كردم : پس معناى مشيت چيست ؟ فرمود : آغاز و شروع هر فعلى ، عرض كردم اراده به چه معنا است ؟ فرمود : اثبات و تحقق دادن آن ، پرسيدم معناى قدر چيست ؟ فرمود : اندازه گيرى آن از طول و عرض ، عرض كردم : پس معناى قضاء چيست ؟ فرمود : اگر بعد از مشيت و اراده و قدر ، قضاى آن را براند امضايش نموده و آن چيز وجود به خود مىگيرد ، و ديگر جلوگيرى برايش نخواهد

--> ( 1 ) محاسن ، ص 243 ، ح 235 . ( 2 ) محاسن ، ص 244 ، ح 238 .