السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

30

تفسير الميزان ( فارسي )

اختصاص دهيم و يا مختص آخرتش بنماييم ، وانگهى از آيات كريمه قرآن كاملا استفاده مىشود كه ايمان و كفر ، و تقوى و فسق ، هم در شؤون زندگى دنيا تاثير دارند ، و هم در زندگى آخرت . بعضى « 1 » بر وجوب شكر منعم به اين آيه استدلال كرده‌اند ، ولى حق اين است كه آيه شريفه ، بيش از اين دلالت ندارد كه كافر از ناحيه كفر و كفرانش در خطر است ، چون همانطور كه گفتيم خطر كفران را بطور صريح وعده نداده و بر فعليت و حتميت آن تصريح نكرده ، بلكه فرموده اگر كفران كنيد عذاب من شديد است ، آرى اگر مىفرمود در برابر هر كفر و كفرانى ، عذاب من حتمى است ، آن وقت ممكن بود بگوييم آيه شريفه ، يكى از دليلهاى وجوب شكر منعم است . * ( « وَقالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّه لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ » ) * . بعد از آنكه خداى تعالى در آيه قبل ، دستور مىدهد كه شكر نعمتهايش را بجاى آورند ، و به مقتضاى عزت مطلقه اش اعلام مىدارد كه اگر شكرگزار باشند نعمتش را برايشان زياد مىكند ، و اگر كفران كنند عذابش شديد است ، اينك در اين آيه ، سخن موسى را كه از آيه مورد بحث شروع شده و تا آخر آيات مورد بحث ادامه مىيابد بعنوان مثال ايراد مىفرمايد . و علت اينكه فرمود : « او غنى است ، هر چند كه شما و تمامى مردم روى زمين كفر بورزيد » . اين است كه غناى او از هر چيز ، ذاتى اوست ، و او از شكر كسى بهره مند ، و از كفر كسى متضرر نمىشود ، بلكه نفع شكر ، و ضرر كفر به خود انسانهاى شاكر و كافر بر مىگردد . و جهت اين كه فرمود : « او در همه اين فرضها حميد است » ، اين است كه حمد ، عبارت از اين است كه : حمد كننده ، جمال و زيبايىهايى را كه در فعل شخص منعم است اظهار كند ، ولى چون افعال خدا از هر جهت زيبا است ، پس خداى تعالى جميل ، و جمالش هويدا و روشن است ، و هيچ چيز نمىتواند آن را پنهان سازد ، پس او در هر حال ، محمود ( حميد ) است ، خواه حامدى او را به زبان حمد بگويد يا نگويد . علاوه بر اين ، چون هر موجودى با تمامى وجودش او را حمد مىكند حتى كافر نعمت او ، هم چنان كه فرمود : « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه » « 2 » پس او محمود است چه

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 19 ، ص 86 . ( 2 ) هيچ موجودى نيست مگر آنكه او را حمد و تسبيح مىگويد . سوره اسراء ، آيه 44 .