السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
15
تفسير الميزان ( فارسي )
اين وجه ، وجه بدى نيست ، و ليكن در حقيقت از فوايدى است كه بر ذكر اين دو صفت مترتب مىشود ، نه اينكه سبب ذكر ، اين باشد . بنا بر اين ، جهت اختصاص همان است كه ما گفتيم . جمله * ( « اللَّه الَّذِي لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ » ) * دو صفت عزيز و حميد را بيان مىكند ، و منظور از « آنچه در آسمانها و زمين است » همه موجودات عالم است ، كه شامل خود آسمانها و زمين نيز مىشود ، زيرا خداى سبحان همانطور كه مالك آنچه كه در آسمانها و زمين است مىباشد ، مالك خود آنها نيز هست . آرى ، او از هر جهت و به حقيقت معناى كلمه ، مالك هر چيز است . و اين جمله به حجت عزيز و حميد بودن خدا اشاره مىكند . آرى ، هر چند كه خداى تعالى هر دليلى را در دلالتش به نتيجه مىرساند ، و با كلماتش هر حقى را به كرسى مىنشاند ، و ليكن با بندگان خود بر طبق فطرتشان سخن مىگويد و اين بدان جهت است كه چون خداى تعالى مالك هر خلق و امرى است آن هم به حقيقت معناى ملكيت ، قهرا مالك هر عزت و غلبه اى نيز هست ، و هر عزتى كه تصور شود از او است ، پس او عزيز است ، چون او در هر چيز و به هر نحو كه بخواهد مىتواند تصرف كند ، و تصرفش هم به هر نحو كه باشد پسنديده است ، پس او محمود است ، چون تصرف وقتى ناپسند است كه شخص متصرف ، مالك آن نباشد ، و عقل يا شرع يا عرف به او اجازه تصرف نداده باشد ، و خدا چنين نيست و هر تصرفى را كه عقل و يا شرع و يا عرف به او نسبت دهد او مالك حقيقى آن است ، پس او حميدى است كه افعالش پسنديده است . * ( « وَوَيْلٌ لِلْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ شَدِيدٍ » ) * . اين جمله ، مقتضاى صفت عزت را بيان مىكند ، و مىفرمايد كه مقتضاى عزت اين است كه هر كسى دعوت او را رد كند و نعمت او را كفران نمايد مورد عذاب و قهرش قرار مىگيرد . * ( « الَّذِينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الآخِرَةِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَيَبْغُونَها عِوَجاً . . . » ) * . راغب در مفردات مىگويد : « استحباب كفر بر ايمان » ، به معناى ترجيح دادن و مقدم داشتن است ، و حقيقت معناى « استحباب » اين است كه آدمى جستجو كند تا چيزى را پيدا كند كه دوستش بدارد ، و ليكن به خاطر اينكه با كلمه « على » متعدى مىشود ، معناى ايثار و ترجيح را مىدهد و در آيه « وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى