السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
16
تفسير الميزان ( فارسي )
عَلَى الْهُدى » « 1 » نيز به همين معنا است « 2 » . و معناى استحباب دنيا بر آخرت ، اختيار دنيا و ترك كامل آخرت است و در مقابل آن ، اختيار آخرت بر دنيا است ، و معنايش اين است كه آخرت ، غرض و هدف كوششهاى دنيوى باشد و دنيا ، مقدمه و پل رسيدن به آخرت دانسته شود چون دنيا را به كلى ترك كردن ، علاوه بر اينكه ممكن نيست ، باعث اختلال امر آخرت هم مىشود ، و حتى باعث ترك آخرت مىگردد ، آرى ، زندگى دنيا منقطع و ناپايدار است ، و زندگى آخرت دائمى است كه سعادت آخرت ، در دنيا كسب مىشود ، پس هر كه آخرت را اختيار كند ، ناگزير است دنيا را هم بگيرد و اثبات كند و منكر آن نگردد ، چون در راه رسيدن و اثبات آخرت ، بدان نيازمند است . بر عكس ، كسى كه دنيا را اختيار كند ، چاره اى ندارد جز اينكه آخرت را انكار نمايد ، چون اگر آخرتى باشد به عنوان هدف خواهد بود و فرض اين است كه اين شخص هدفى ندارد ، پس آخرتى ندارد . حاصل كلام اينكه : پيش روى انسان يكى از دو راه بيشتر نيست : 1 - اختيار آخرت ، بر دنيا ، و آخرت را هدف دنيا و دنيا را مقدمه آن گرفتن . 2 - اختيار دنيا بر آخرت ، و دنيا را هدف قرار دادن و آخرت را به كلى انكار نمودن . توضيح اين سخن اينكه : در موارد متعددى از اين كتاب اين معنا را روشن كرديم كه آدمى هدف و مقصودى جز سعادت و به نتيجه رسيدن زندگيش ندارد ، و علاقه اش به اين هدف ، فطرى او است ، آنچه كه قرآن كريم در امر زندگى ، اثباتش مىكند اين است كه زندگى آدمى دائمى و زوال ناپذير است ، و اينطور كه بعضى فكر مىكنند كه با مرگ پايان مىپذيرد نيست ، و قهرا با در نظر گرفتن مرگ ، به دو زندگى تقسيم مىشود يكى زندگى موقت قبل از مرگ ، و ديگرى زندگى دائمى بعد از آن ، كه نيكبختى انسان و بدبختيش در آن زندگى نتيجه زندگى دنيا و ملكاتى است كه از ناحيه اعمالش تحصيل نموده ، حال چه خوب و چه بد ، و پر واضح است كه انسان بدون عمل هم فرض نمىشود ، زيرا بشر فطرتا دوستدار زندگى خويش است ، و زندگى خالى از عمل هم غير قابل فرض است .
--> ( 1 ) سوره فصلت آيه 17 ( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حب » .