السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

87

تفسير الميزان ( فارسي )

درجه بالاتر باشيد - نقل از ابى مسلم . ولى خواننده محترم به خوبى واقف است كه سياق آيات ، مساعد با هيچيك از اين دو معنى نيست . و ثانيا معلوم شد كه منظور از جمله * ( « وَلا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ » ) * دوام بر اختلاف در دين است ، و معنايش اينست كه دائما از حق متفرقند ، و همواره آن را به صورتى باطل و شبيه به حق تصوير مىكنند تا مستور بماند . بعضى « 1 » ديگر از مفسرين گفته‌اند : مقصود از آن ، اختلاف در ارزاق و احوال و خلاصه اختلاف غير دينى است - نقل از حسن . و بطورى كه براى خواننده معلوم شد اين معنا با سياق آيات قبلى سازگار نيست . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : معناى اينكه فرمود « يختلفون » اين است كه بعضى بعض ديگر را در تقليد گذشتگان جانشين خود مىكنند ، و خلاصه سنت باطل آنان را نسل به نسل و دست به دست مىگردانند . اين معنا نيز مانند معناى قبلى از سياق آيات مخصوصا با در نظر داشتن جمله * ( « وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فِيه . . . » ) * اجنبى و ناسازگار است . و ثالثا معلوم شد كه منظور از جمله * ( « إِلَّا مَنْ رَحِمَ » ) * اين است كه : « الا كسى كه خداوند او را هدايت كرده باشد » . و رابعا اينكه اشاره * ( « وَلِذلِكَ خَلَقَهُمْ » ) * اشاره به رحمت است ، و معنايش اينست كه خلايق براى رسيدن به رحمت خلق شده‌اند ، تا بدان وسيله به سعادت خود نايل آيند . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند : معنايش اينست كه بشر براى اختلاف خلق شده - نقل از حسن و عطاء - ولى خواننده متوجه شد كه چه اندازه اين رأى مردود و غلط است . بله اگر جايز بود ضمير « هم » را برگردانيم به بقيه مردم بعد از استثناء ، آن وقت جايز بود بگوييم غرض از خلقت آنان اختلاف بوده ، و آن وقت مضمون آيه قريب به مضمون آيه « وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ » « 4 » مىشد . بعضى « 5 » هم گفته‌اند كه : اشاره است به همه مدلول كلام ، و معنايش اين است كه خداوند بشر را خلق كرد در حالى كه مستعد براى اختلاف و تفرقه بود ، چه تفرقه در علوم ، چه در معارف و چه در درك و عقايد و چه در توابع آن ، يعنى در اراده و اختيار اعمالشان كه از آن جمله است دين و ايمان ، و اطاعت و عصيان .

--> ( 1 و 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 203 . ( 4 ) به تحقيق بسيارى از جن و انس را براى جهنم آفريده‌ايم . سوره اعراف ، آيه 179 . ( 5 ) مجمع البيان ، ج 5 ص 203 .