السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
519
تفسير الميزان ( فارسي )
بحث و تهديد آن ناظر به هلاكت آنان در جنگ بدر و احد و امثال آنست كه بعدها اتفاق افتاد نه به فتح مكه . * ( « وَاللَّه يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه وَهُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ » ) * - مقصود از اين جمله اين است كه غلبه از خداى سبحان است ، اوست كه حكم مىكند و در قبال حكمش حكم احدى نفوذ ندارد ، و در نتيجه نمىتواند از حكم او جلوگيرى كند . آرى ، خداى سبحان هر عملى را به مجرد وقوعش حساب مىكند ، بدون اينكه فاصله دهد تا ديگران بتوانند در آن تصرف نموده و اخلال كنند . پس جمله * ( « وَاللَّه يَحْكُمُ . . . » ) * در معناى جمله « أفَهُمُ الْغالِبُونَ » است كه در ذيل آيه سوره انبياء گذشت . * ( « وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّه الْمَكْرُ جَمِيعاً . . . » ) * . يعنى كسانى هم كه قبل از ايشان بودند مكر كردند و ليكن مكرشان سودى به ايشان نبخشيد و نتوانستند ما را از اينكه به زمين بپردازيم و از اطرافش بكاهيم مانع شوند ، پس تنها خداى سبحان مالك مكر و همه آن است ، و مكر هر كس را به صاحبش برمىگرداند . * ( « يَعْلَمُ ما تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ » ) * - اين جمله در مقام تعليل مالكيت خداى تعالى نسبت به همه مكرها است . به اين بيان كه مكر وقتى صورت مىگيرد كه طرف يعنى شخص مكر شده از نقشه مكر كننده بىخبر باشد ، و گرنه اگر بداند كه چه نقشه اى برايش ريخته شده در صدد بر مىآيد نقشه او را خنثى بسازد . * ( « وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ » ) * - اين جمله حجت را تمام نموده ، ادعا مىكند كه مساله انتهاى امور به عواقبش از مسائل ضرورى و بديهى است كه در هيچ موردى تخلف نمىپذيرد ، و بطور كلى هر امرى به عاقبتش منتهى مىگردد . و كفار به زودى خواهند ديد كه سرانجام نيك از آن كيست ، بنا بر اين هيچ حاجتى نيست به اينكه براى فهماندن اين حقيقت استدلال را تعقيب نموده ، طولانى كنيم . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن شبيه ، ابن جرير ، ابن منذر و ابن ابى حاتم از مجاهد روايت كردهاند كه گفته است : وقتى آيه * ( « وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » ) * نازل شد مشركين قريش گفتند : اى محمد گمان نمىكنيم كه كارى از تو ساخته باشد ، و به حكم اين آيه خداوند سرنوشت ما را و همه كس را تعيين كرده ، ( خلاصه خدا ما را چنين كرده ، كه بر مسلك