السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
517
تفسير الميزان ( فارسي )
تنگى معيشت و امثال آن از امورى است كه دعا و صدقه در تغيير آنها دخالت و اثر دارد . بعضى ديگر گفتهاند « محو » همان از بين بردن گناهان است ، نه توبه ، و « اثبات » تبديل سيئات است به حسنات . عده اى گفتهاند « 1 » : محو نسلهاى پيش ، و اثبات نسلهاى بعد است . و بعضى « 2 » گفتهاند مقصود محو ماه و اثبات آفتاب است ، كه آيت شب را محو نموده ، روز را كه وسيله بينايى است اثبات مىكند . و بعضى « 3 » گفتهاند : محو دنيا ، و اثبات آخرت است . عده اى « 4 » گفتهاند : راجع به ارواح است كه خداوند در حال خواب آنها را مىگيرد ، هر كدام را كه بخواهد رها مىكند و هر كدام را بخواهد نگه مىدارد . قول ديگر اينكه راجع به اجلهاى نوشته شده در شب قدر است كه هر كدام را بخواهد به همان حال باقى مىگذارد و هر كدام را بخواهد تغيير مىدهد . اين اقوال و امثال آن اقوالى است كه در خود آيه دليلى بر آنها نيست تا آيه را به آن معانى تخصيص دهيم ، و بدون هيچ ترديدى آيه اطلاق دارد . علاوه بر اينكه مشاهدات خود ما نيز به ضرورت و بداهت شاهد و مطابق آنست ، زيرا ما مىبينيم كه مساله دگرگونى و تحول در تمامى اطراف عالم جريان داشته ، هيچ موجودى وقتى در دو زمان مقايسه شود به يك حالت باقى نمىماند ، و حتما دستخوش تغيير و تحول شده ، حالا يا ذاتش متحول شده ، و يا صفاتش ، و يا اعمالش . و در عين حال وقتى فى حد ذاته و بر حسب وقوعش اعتبار شود مىبينيم ثابت مانده ، و تغيير نيافته ، چون هيچ چيز از آن حالى كه بر آن حال واقع شده تغيير نمىپذيرد . پس براى تمامى موجودات ديده شده دو جهت است ، يك جهت تغير كه از اين جهت دستخوش مرگ و زندگى ، و زوال و بقاء ، و انواع دگرگونيها مىشود ، و يك جهت ثبات كه از آن جهت به هيچ وجه دگرگونى نمىپذيرد . حال ، اين دو جهت ، يا همان كتاب محو و اثبات و ام الكتاب است ، و يا دو چيز ديگريست كه از آثار آن دو كتاب و متفرع بر آنها است . به هر حال ، آيه شريفه قابل تطبيق بر اين دو جهت هست ، و در نتيجه شامل تمامى موجودات مىگردد . نكته دوم اينكه خداى سبحان در هر چيزى قضاء و قدرى ثابت دارد كه قابل تغيير نيست ، و همين خود دليل فساد گفتار كسانى است كه گفتهاند : هر قضايى قابل تغيير است و آن گاه استدلال كردهاند به روايات و دعاهاى متفرق كه دلالت دارد بر اينكه دعاء و صدقه مقدرات سوء را دفع مىكند ، مانند دعائى كه از ائمه ( ع ) و از بعضى صحابه روايت شده كه گفتهاند : « پروردگارا اگر اسم مرا در زمره اشقياء نوشته اى از آنجا محو كن ، و در زمره سعداء بنويس » ، و همچنين نظاير اين مضمون . ولى بايد بدانيد كه اين راجع به مقدرات غير
--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) روح المعانى ، ج 13 ، ص 169 ، ط بيروت .