السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

487

تفسير الميزان ( فارسي )

جستجوى ركن وثيقى است كه سعادت او را ضمانت كند ، و نفسى كه در امر خود متحير است و نمىداند به كجا مىرود و به كجايش مىبرند و براى چه آمده ، مايه انبساط و آرامش است ، آن گونه كه نوشدارو مايه راحتى و آرامش مارگزيده است . همانطور كه مارگزيده به نوشدارو ركون و اعتماد نموده ، خود را به آن مىرساند ، و پس از به كار بردن آنا فانا احساس نشاط سلامتى و عافيت مىكند ، نفس نيز از ياد خدا اين احساس را مىنمايد . پس هر قلبى بطورى كه جمع محلى بالف و لام ( القلوب ) افاده مىكند با ذكر خدا اطمينان مىيابد ، و اضطرابش تسكين پيدا مىكند . آرى ، اين معنا حكمى است عمومى كه هيچ قلبى از آن مستثناء نيست ، مگر اينكه كار قلب بجايى برسد كه در اثر از دست دادن بصيرت و رشدش ديگر نتوان آن را قلب ناميد ، البته چنين قلبى از ذكر خدا گريزان و از نعمت طمانينه و سكون محروم خواهد بود هم چنان كه فرموده : « فَإِنَّها لا تَعْمَى الأَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ » « 1 » و نيز فرموده « لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها » « 2 » و نيز فرموده : « نَسُوا اللَّه فَنَسِيَهُمْ » « 3 » . از ظاهر الفاظ آيه انحصار فهميده مىشود ، چون متعلق فعل يعنى * ( « بِذِكْرِ اللَّه » ) * بر خود فعل يعنى « تطمئن » مقدم آمده ، در نتيجه مىفهماند كه دلها جز به ياد خدا به چيز ديگرى اطمينان نمىيابد . بيان گذشته ما نيز اين معنا را روشن مىكند ، زيرا گفتيم كه دلهاى آدميان كه همان نفوس مدركه باشد هيچ هدفى جز رسيدن به سعادت و امنيت از شقاوت ندارد ، و به همين جهت است كه دست به دامن اسباب مىزند و چون هيچ سببى از اسباب نيست مگر آنكه از جهتى غالب و از جهتى مغلوب است ، و تنها سبب غالب و غير مغلوب خداى سبحان و خداى غنى و ذو الرحمه است ، پس تنها به ياد او دلها آرامش مىيابد ، و اگر دلى به ياد غير او آرامش يابد ، دلى است كه از حقيقت حال خود غافل است و اگر متوجه وضع خود بشود بدون درنگ دچار رعشه و اضطراب مىگردد . حرفهايى كه پاره اى مفسرين در اين آيه يعنى در تفسير آيه * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّه . . . » ) * ، زده‌اند ، يكى اين است كه اين آيه جمله ايست استئنافى و ابتدايى و كلمه * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * مبتداء و جمله * ( « طُوبى لَهُمْ وَحُسْنُ مَآبٍ » ) * در آيه بعدى خبر آنست ، و جمله * ( « الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ » ) * بدل از جمله ابتدائيه است و جمله * ( « أَلا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » ) * جمله معترضه ايست ما بين مبتداء و خبر آن . و ليكن اين سخن كلامى بيهوده است .

--> ( 1 ) ديدگان كور نمىشود و ليكن دلهايى كه در سينه هاست كور مىگردد . سوره حج ، آيه 46 . ( 2 ) قلب دارند و ليكن با آن نمىفهمند . سوره اعراف ، آيه 179 . ( 3 ) خدا را فراموش كردند خدا هم ايشان را فراموش كرد . سوره توبه ، آيه 67 .