السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
447
تفسير الميزان ( فارسي )
الهادى » اين است كه من مصداق منذرم ، چون انذار به معناى هدايت با دعوت است ، و على مصداق هادى بدون دعوت است ، چون او امام است و دعوتى ندارد ، نه اينكه مراد از منذر ، رسول خدا ( ص ) باشد ، و مراد از هادى على ( ع ) ، چون اين معنا با ظاهر آيه منافات دارد . و در الدر المنثور است كه : ابن جرير و ابن مردويه ، و ابو نعيم در كتاب « المعرفة » ، و ديلمى و ابن عساكر و ابن نجار ، روايت كردهاند كه وقتى آيه * ( « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ » ) * نازل شد ، رسول خدا ( ص ) دست خود را بر سينه اش نهاد و فرمود : من منذرم ، آن گاه دست بر شانه على نهاد و فرمود : تو هادى هستى يا على ، هدايت يافتگان بعد از من بوسيله تو هدايت مىشوند « 1 » . مؤلف : اين روايت را ثعلبى هم در كتاب « الكشف » ، از عطاء ابن سائب ، از سعيد بن جبير ، از ابن عباس از رسول خدا ( ص ) روايت كرده . و حاكم در « مستدرك » به سند خود از ابراهيم بن حكم بن ظهير ، از پدرش ، از حكم بن جرير ، از ابى بريده اسلمى ، روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) دستور داد طهور ( آب ) آوردند ، در حالى كه على بن ابى طالب نزد او بود ، رسول خدا ( ص ) بعد از آنكه وضو گرفت دست على را گرفته به سينه خود چسبانيد ، و خواند ، * ( « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ » ) * يعنى خود حضرت رسول ( ص ) و آن گاه دست على را به سينه خود او گذاشت ، و خواند : * ( « وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ » ) * ، آن گاه به او فرمود : تو مشعل فروزان خلائق و غايت هدايت و امير قرايى و من بر اين شهادت مىدهم كه تو چنينى « 2 » . مؤلف : اين روايت را ابن شهر آشوب از كتاب « شواهد التنزيل » حاكم و از كتاب « ما نزل من القرآن فى امير المؤمنين » مرزبانى ، نقل كرده « 3 » . و در الدر المنثور است كه عبد اللَّه بن احمد ، در « زوائد المسند » ، و ابن ابى حاتم ، و طبرانى در كتاب « الاوسط » ، و حاكم ( وى روايت را صحيح دانسته ) ، و ابن مردويه ، و ابن عساكر ، از على بن ابى طالب ( ع ) روايت كردهاند كه در تفسير جمله * ( « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ » ) * فرموده : رسول خدا منذر ، و من هاديم ، و در نقل ديگرى فرموده : منذر رسول خدا
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 45 ، ط بيروت . ( 2 ) مستدرك حاكم . ( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 83 .