السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

او شهادت است ، و آن غيب و شهادتى كه در باره موجودات نسبت به هم تحقق مىيابد ، هم غيبش و هم شهادتش براى خدا شهادت است . و به عبارت ديگر ، معنى جمله * ( « عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ » ) * اينست كه امور كه ممكن است علم صاحبان علم به آن احاطه يابد ، يعنى امورى كه خارج از حد وجودشان نيست ، و همچنين آن امورى كه ممكن نيست علم صاحبان علم به آن تعلق گيرد ، به خاطر اينكه از حد وجودشان خارج است ، هم آن قسم و هم اين قسم هر دو براى خداى تعالى معلوم و مشهود است ، چون او به تمام اشياء احاطه دارد . * ( « الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ » ) * - اين دو اسم از اسماى حسناى خداوند متعال است ، واژه « كبر » و در مقابلش واژه « صغر » از معانى متضايفه هستند ، زيرا وقتى اجسام از نظر تفاوتى كه در كوچكى و بزرگى حجم دارند بعضى با بعضى ديگر مقايسه شوند ، آن جسمى كه به اندازه حجم جسم ديگر و بعلاوه مقدارى زيادتر دارد ، نسبت به آن بزرگ ، و آن ديگرى نسبت به اين كوچك است . ليكن استعمال اين دو كلمه را توسعه داده و در غير اجسام نيز استعمال كرده‌اند ، و از معانى مورد استعمال آن - معنايى كه با ساحت قدس خداى تعالى سازگار باشد - اينست كه بگوييم كبريايى او معنايش اينست كه تمامى كمالات هر چيز را واجد و بدان احاطه دارد ، پس وقتى كه مىگوييم او كبير است معنايش اينست كه او كمال هر صاحب كمالى را دارد با زيادتى . واژه « متعال » صفتى است از باب « تعالى » ، كه مبالغه در علو را مىرساند ، هم چنان كه آيه « تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً » « 1 » بدان دلالت دارد ، زيرا كلمه « عُلُوًّا كَبِيراً » مفعول مطلق است براى كلمه « تعالى » ، كه به جاى « تعاليا » به كار رفته ، پس خداى سبحان ، هم « على » است و هم « متعال » ، اما اينكه گفتيم : على است ، براى اينكه او بر هر چيزى علو و سلطنت دارد ، و اما اينكه گفتيم : متعال است ، براى اينكه نهايت درجه علو را دارد ، چون علو او از هر علوى بزرگتر است ، پس او آن چنان عاليى است كه بر هر عالى ديگر از هر جهت تسلط دارد . از همين جا معلوم مىشود كه چرا دنبال جمله * ( « عالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ » ) * فرمود : * ( « الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ » ) * ، چون مفاد مجموع آن دو اسم اين است كه خداى سبحان به هر چيزى محيط ، و بر هر چيز مسلط است ، و هيچ چيزى به هيچ وجهى از وجوه بر او مسلط نيست ، و هيچ غيبى بر او غلبه نمىكند تا با غيبتش از حيطه علم او خارج شود ، هم چنان هيچ شهادتى هم بر او مسلط

--> ( 1 ) منزه است و از آنچه گويند بىنهايت برتر است . سوره اسرى ، آيه 43 .