السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

403

تفسير الميزان ( فارسي )

يك قطعه زمين در مجاورت قطعه ديگرى است ، آن يكى حاصلخيز و پاك و اين ديگرى شوره زار است ، عينا مانند مردمى كه در مجاورت مردمى ديگر هستند ، ولى از سنخ ايشان نيستند « 1 » . و در تفسير برهان از ابن شهر آشوب از « خركوشى » در كتاب « شرف المصطفى » ، و ثعلبى در كتاب « الكشف و البيان » و فضل بن شاذان در كتاب « امالى » ، ( عبارت روايت از فضل بن شاذان است ) كه وى به سند خود از جابر بن عبد اللَّه روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه به على بن ابى طالب ( ع ) مىفرمود : مردم هر يك از يك شجره‌اند ، و من و تو هر دو از يك شجره‌ايم ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمودند : * ( « جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوانٌ وَغَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ » ) * ، يعنى مردم همگى از يك آب سيراب مىشوند كه آن من و توايم ، تفسير برهان مىگويد : اين روايت را « نطنزى » در كتاب خصائص خود از سلمان آورده ، و در روايت ديگرى چنين آمده : « من و على از يك شجره ، و مردم از شجره هاى گوناگونى هستند » ، صاحب برهان اضافه مىكند : حديث جابر بن عبد اللَّه را طبرسى و على بن عيسى در كتاب كشف الغمه نيز آورده‌اند « 2 » . مؤلف : روايت مذكور را سيوطى در الدر المنثور از حاكم ، و ابن مردويه از جابر آورده كه گفت : شنيدم رسول خدا ( ص ) مىفرمود : اى على ! مردم از شجره هاى مختلف و من و تو هر دو از يك شجره هستيم ، آن گاه رسول خدا ( ص ) اين آيه را تلاوت فرمود : * ( « وَجَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَزَرْعٌ وَنَخِيلٌ صِنْوانٌ وَغَيْرُ صِنْوانٍ » ) * « 3 » . و نيز در الدر المنثور است كه ترمذى ، ( وى روايت را حسن دانسته ) بزار ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابو الشيخ ، و ابن مردويه از ابو هريره از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند كه در ذيل آيه * ( « وَنُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ » ) * فرموده : دقل و فارسى « 4 » و شيرين و ترش « 5 » .

--> ( 1 ) تفسير عياشى ، ج 2 ، ص 203 ، ح 4 . ( 2 ) البرهان ، ج 2 ، ص 278 ح 1 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 44 . ( 4 ) « دقل » خرماى غير مرغوب است ، و « فارسى » نوعى خرماى خوب را گويند . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 44 .