السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

404

تفسير الميزان ( فارسي )

وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أإِذا كُنَّا تُراباً أإِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَأُولئِكَ الأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 5 ) وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَقَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ وَإِنَّ رَبَّكَ لَشَدِيدُ الْعِقابِ ( 6 ) ترجمه آيات پس اگر شگفت آرى ، شگفت از گفتار آنان است كه مىگويند : راستى وقتى خاك شديم از نو زنده مىشويم ؟ ! آنها كسانى هستند كه به پروردگارشان كافر شده‌اند ، آنان به گردنهايشان غلها دارند ، آنان اهل جهنمند و در آن جاودانه‌اند ( 5 ) . آنان پيش از رحمت ، از تو تقاضاى تعجيل در عذاب دارند ، با اينكه پيش از آنان بلاهاى عبرتانگيز نازل شده و پروردگارت به مردم در باره ستم كردنشان صاحب مغفرت است ، و هم پروردگارت عذاب شديد دارد ( 6 ) . بيان آيات اين دو آيه عطف بر پاره اى از حرفهايى است كه مشركين در رد دعوت و رسالت مىگفتند ، از آن جمله گفته بودند : چطور ممكن است آدمى بعد از مردن و خاك شدنش بار ديگر زنده شود ؟ ، و نيز گفته بودند : چرا پس آن عذابى كه ما را از آن مىترساند نازل نمىشود و اگر او راست مىگويد پس چرا به اين وعده اش عمل نمىكند ؟ ، آن گاه پس از نقل گفته هاى ايشان