السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
375
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَما أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ » ) * . زيرا مگر غير اين است كه وضع بيشتر مردم بخاطر افتادنشان به روى جيفه دنيا و دلدادگيشان به زينتهاى آن و از ياد بردنشان آن وديعه ها را كه خدا در فطرتشان قرار داده از قبيل علم به خدا و آيات او ، چنين است كه به خدا ايمان نياورند هر چند اى رسول گرامى من ، حرص و پافشارى به خرج دهى ، و دوست بدارى كه ايمان بياورند ، ( دليل بر اين معنايى كه براى آيه كرديم آيات بعدى است ) . * ( « وَما تَسْئَلُهُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » ) * . « واو » ، در اول اين آيه واو حاليه است كه چنين معنايى به آيه مىدهد : ايشان ايمان آور نيستند با اينكه تو از ايشان در برابر ايمانشان و يا در برابر اين قرآن كه بر تو نازل شده و دارى برايشان تلاوت مىكنى اجر و مزدى طلب نكرده اى ، تا بگوييم غرامت و ضرر مالى ايشان را از ايمان آوردن جلوگيرى مىكند ، و علاقه اى كه به مال خود دارند نمىگذارد آن را در قبول دعوت تو و ايمان به آن خرج كنند ، و اينكه فرمود : * ( « إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ » ) * بيان شان واقعى قرآن است ، مىخواهد بفرمايد : قرآن محضا و فقط مايه تذكر عالميان است ، كه بوسيله آن به ياد مىآورند آنچه را كه خداوند در دلهاى جماعات بشرى به وديعه سپرده از قبيل علم به خدا و آيات او ، پس قرآن چيزى جز ذكر نيست ، بوسيله آن متذكر چيزهايى مىشوند كه غفلت و اعراض از يادشان برده ، آرى قرآن از كالاهايى نيست كه بوسيله آن مال به دست آورند و يا به عزت و جاه و امثال آن برسند . * ( « وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَهُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ » ) * . واوى كه در اول اين آيه است حاليه است ، و احتمال هم دارد استينافيه باشد و جمله را جمله اى ابتدايى بسازد ، و « مرور بر هر چيز » به معناى رسيدن به آن و گذشتن از آن و رسيدن به موجود بعدى آن است ، بنا بر اين مرور به آيات آسمانى و زمينى به معناى مشاهده يكى پس از ديگرى آنها است . و معناى آيه اين است كه بر سر راه زندگى بشر آيات بسيارى آسمانى و زمينى وجود دارد كه با وجود خود و نظام بديعى كه در آنها جارى است دلالت بر توحيد پروردگارشان مىكند ، و اين مردم اين آيات را يكى پس از ديگرى مىبينند ، و ديدن آنها برايشان مكرر است ، و در عين حال از آنها اعراض نموده متنبه نمىشوند . و اگر جمله * ( « يَمُرُّونَ عَلَيْها » ) * را حمل بر تصريح ( و مرور معمولى ) كنيم ، نه كنايه از ديدن و اعراض كردن ، در آن صورت جمله مذكور از ادله فرضيه هيئت جديد خواهد شد ، كه