السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
371
تفسير الميزان ( فارسي )
است ممثل مىسازد ، مثلا ازدواج ( آينده ) را به صورت جامه در تن كردن حكايت مىكند ، و افتخار را به صورت تاج ، و علم را به صورت نور ، و جهل را به صورت ظلمت ، و بىنامى و گوشه نشينى را به صورت مرگ مجسم مىسازد ، و بسيار هم اتفاق مىافتد كه در آن عالم هر چه را مشاهده مىكنيم ، نفس ما منتقل به ضد آن مىشود ، هم چنان كه در بيدارى هم با شنيدن اسم ثروت به فقر ، و با تصور آتش به يخ ، و از تصور حيات به تصور مرگ منتقل مىشويم ، و امثال اينها . از جمله مثالهاى اين نوع خوابها ، اين خوابيست كه نقل شده كه مردى در خواب ديد در دستش مهرى است كه با آن دهان و عورت مردم را مهرى مىكند ، از ابن سيرين پرسيد ، در جواب گفت : تو به زودى مؤذن مىشوى و در ماه رمضان مردم با صداى تو امساك مىكنند . از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه خوابهاى راست در تقسيم اولى تقسيم مىشود به ، خوابهاى صريحى كه نفس نائم و صاحب رؤيا در آن هيچگونه تصرفى نكرده و قهرا و بدون هيچ زحمتى با تاويل خود منطبق مىشود . و خوابهاى غير صريحى كه نفس صاحب خواب از جهت حكايت ، در آن تصرف كرده حالا يا به تمثيل و يا به انتقال از معناى خواب به چيزى كه مناسب آن و يا ضد آنست ، اين قسم رؤيا آن قسمى است كه محتاج به تعبير است تا متخصصى آن را به اصلش كه در رؤيا مشاهده شده برگرداند ، مثلا تاجى را كه مىگويد در خواب ديدهام افتخار ، و مرگ را به حيات ، و حيات را به فرج بعد از شدت ، و ظلمت را به جهل ، و حيرت را به بدبختى تعبير كند . آن گاه قسم دوم به يك تقسيم ديگرى منقسم مىشود به دو قسم يكى آن خوابهايى است كه نفس صاحب خواب فقط يك بار در آن تصرف مىكند و از آنچه ديده به چيز ديگرى مناسب و يا ضد آن منتقل گشته و آن را حكايت مىكند ، و يا فوقش از آن هم به چيز ديگرى منتقل مىشود به طورى كه برگرداندن آن به اصل و ريشه اش دشوار نيست . قسم دوم آن رؤيايى است كه نفس صاحبش به يك انتقال و دو انتقال اكتفاء ننموده ، مثلا از آنچه ديده به ضدش منتقل شده ، و از آن ضد به مثل آن ضد و از مثل آن ضد به ضد آن مثل ، و همچنين بدون اينكه به حدى توقف كرده باشد انتقال بعد از انتقال و تصرف بعد از تصرف كرده ، بطورى كه ديگر مشكل است كه تعبيرگو بتواند رؤياى مزبور را به اصلش برگرداند ، اين گونه خوابها را « اضغاث احلام » مىنامند ، كه تعبير ندارد ، براى اينكه يا دشوار است و يا ممكن نيست تعبيرش كرد . از اينجا به خوبى روشن گرديد كه بطور كلى خوابها داراى سه قسم كلى هستند ، يكى خوابهاى صريحى كه احتياجى به تعبير ندارد ، يكى اضغاث احلام كه از جهت دشوارى و يا