السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
369
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشود و ما آنها را رؤيا مىناميم ريشه ها و اسبابى دارند كه باعث پيدايش آنها در نفس و ظهورشان در خيال مىشود ، و وجود اين ادراكات حكايت از تجسم آن اصول و اسبابى مىكند كه اصول و اسباب آنها است ، بنا بر اين ( صحيح است بگوئيم ) براى هر رؤيايى تعبيرى هست ، ليكن تعبير بعضى از آنها عوامل طبيعى و بدنى در حال خواب است ، و تاويل بعضى ديگر عوامل اخلاقى است ، و بعضى ديگر سببهاى متفرقه اتفاقى است ، مانند كسى كه در حال فكر در امرى بخواب مىرود و در خواب رؤيايى مناسب آن مىبيند . ( در آنچه گفته شد هيچ حرف و بحثى نيست و همه در باره آن متفقند ) بحث و رد و قبولى كه هست همه در باره رؤيايى است كه نه اسباب خارجى طبيعى دارد و نه ريشه اش اسباب مزاجى و يا اتفاقى است ، و نه مستند به اسباب داخلى و اخلاقى است و در عين حال با حوادث خارجى و حقائق كونى ارتباط هم دارد . 3 - خوابهاى راست خوابهاى مورد بحث ، يعنى آنهايى كه با حوادث خارجى و مخصوصا حوادثى كه سابقه قبلى ندارند ارتباط دارد از آنجايى كه يكى از دو طرف ارتباط امرى است معدوم و نيامده از قبيل بخواب ديدن اينكه پس از مدتى چنين و چنان مىشود و عينا هم بشود اشكال شده است ، كه معنا ندارد ميان امرى وجودى ( رؤيا ) و امرى عدمى ( حادثه نيامده ) ارتباط برقرار شود ، و يا به عبارت ديگر معقول نيست ميان رؤيا و امرى كه بوسيله يكى از عوامل مذكور در قبل ، از حواس ظاهر و اخلاقيات و انحراف مزاج وارد بر نفس نشده ارتباط برقرار گردد مثلا شخصى بدون هيچ سابقه اى در خواب ببيند كه در فلان محل دفينه اى از طلا و نقره نهفته است و فلان خصوصيات را هم دارد و شكل و قيافه ظرف آن همچنين و چنان است ، آن گاه از خواب برخاسته به آن نقطه برود و زمين را بكند ، و دفينه را با عين آن خصوصيات پيدا كند ، چون همانطور كه گفتيم معنا ندارد ميان نفس آدمى و امرى كه به تمام معنى از حواس ظاهرى و باطنى انسان غايب بوده ارتباط برقرار شود . و به همين جهت در جواب اين اشكال گفتهاند : اين ارتباط از اين راه برقرار مىشود كه نفس شخص نائم ، نخست با سبب حادثه ارتباط پيدا مىكند ، آن سببى كه فوق عالم طبيعت قرار دارد ، و بعد از برقرار شدن ارتباط ميان نفس و آن سبب ، ارتباط ديگرى برقرار مىشود ميان آن و خود حادثه . توضيح اينكه عوالم سه گونهاند :