السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

36

تفسير الميزان ( فارسي )

شقاوت دخول در ولايت شيطان بترس درمىآيند و نه به سعادت معنوى دخول در ولايت خدا اميدوار مىگردند ، هر چند كه اين معنا از نظر باطن قرآن معنايى صحيح است . در اين ميان وجوه ديگرى را نيز ممكن است از نظريات مختلف مفسرين كه در تفسير آيه * ( « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * اظهار داشته‌اند استفاده كرد و ما متعرض آن نشديم ، زيرا رعايت اختصار را بهتر از تعرض آنها ديديم ، علاوه بر اينكه وجوه نامبرده همان وجوهى است كه ما به زودى در تفسير جمله مزبور نقل نموده و اشكالاتش هم همان اشكالاتى است كه ايراد خواهيم نمود . و جمله * ( « إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ » ) * استثناء است از داستان قبلى ، يعنى قضيه خلود در آتش و نظير آن ، جمله استثنائيه اى است كه بعد از مساله خلود در بهشت آورده است . و كلمه « ما » در اين جمله مصدريه است ، و معناى آن اين است : « مگر آنكه پروردگارت بخواهد » و تقديرش « الا ان يشاء ربك عدم خلودهم - مگر آنكه پروردگارت عدم خلود آنان را بخواهد » است . و ليكن اين احتمال ( مصدريه بودن كلمه « ما » ) از نظرى ضعيف است ، و آن اين است كه بعد از اين جمله در جمله ديگرى « ما » ى ديگرى آمده ، و آن جمله * ( « إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ » ) * است زيرا با قطع به اينكه هر دو « ما » در هر دو جمله به يك معنا است و با قطع به اينكه در جمله دوم موصوله است ، قهرا در جمله اول هم موصوله خواهد بود . و اگر قبول كنيم كه موصوله است ، استثناء مزبور استثناء از مدت بقايى خواهد بود كه قبلا به خلود و دوام محكوم شده بود و سياق هم دلالت بر آن داشت و خلاصه آنكه در صورت مصدريه بودن « ما » خلود به معناى خود باقى است ، ولى در صورت موصوله بودن آن يك مقدار زمان از آن استثناء شده است . و معنايش اين مىشود كه : ايشان در تمامى زمانهاى پى در پى آينده در آتش خالدند مگر آن قسمت از زمان را كه خدا بخواهد . ممكن هم هست استثناء مزبور از ضمير جمعى باشد كه در كلمه « خالدين » مستتر است و معنايش چنين باشد : همه ايشان در جهنم خالدند مگر كسانى كه خدا بخواهد از آن بيرون شوند ، و داخل بهشت بگردند . و در نتيجه برگشت استثناء مذكور به تصديق همان معنايى است كه در اخبار هم آمده كه گنهكاران و نافرمانان از مؤمنين براى هميشه در آتش نمىمانند ، بلكه سرانجام به وسيله شفاعت از آتش بيرون آمده داخل بهشت مىشوند ، و همين بيرون شدن يك عده ، كافى است در اينكه استثناء بجا و صحيح باشد . باقى مىماند سؤال از اينكه اگر كلمه « ما » موصوله و به معناى « كسانى كه » باشد