السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
345
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : و در روايتى كه از طرق اهل سنت نقل شده ، و همچنين در بعضى از روايات ضعيف شيعيان آمده ، كه : فرزندان يعقوب پيامبر بودند ، اما اين روايات ، هم از راه كتاب مردود است و هم از راه سنت و هم از راه عقل ، زيرا اين هر سه ، انبياء را معصوم مىدانند ، ( و كسانى كه چنين اعمال زشتى از خود نشان دادند نمىتوانند انبياء باشند ) . و اگر از ظاهر بعضى آيات برمىآيد كه اسباط ، انبياء بودهاند مانند آيه « وَأَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَإِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ « 1 » » ظهورش آن چنان نيست كه نتوان از آن چشم پوشيد ، زيرا صريح در اين معنا نيست كه مراد از اسباط ، همان برادران يوسفند ، زيرا اسباط ، بر همه دودمان يعقوب و تيره هاى بنى اسرائيل اطلاق مىشود ، هم چنان كه در قرآن آمده : « وَقَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً » « 2 » . و در « فقيه » به سند خود از محمد بن مسلم از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل گفتار يعقوب به فرزندانش ، كه فرمود : * ( « سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي » ) * فرموده : استغفار را تاخير انداخت تا شب جمعه فرا رسد . « 3 » مؤلف : در اين معنى روايات ديگرى نيز هست . و در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابى الشيخ ، از ابن عباس از رسول خدا ( ص ) روايت كردهاند كه فرمود : اينكه برادرم يعقوب به فرزندان خود گفت : « به زودى برايتان از پروردگارم طلب مغفرت مىكنم » منظورش اين بود كه شب جمعه فرا رسد . « 4 » و در كافى به سند خود از فضل بن ابى قره از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده : بهترين وقتى كه مىتوانيد در آن وقت دعا كنيد و از خدا حاجت بطلبيد وقت سحر است ، آن گاه اين آيه را تلاوت فرمود كه : يعقوب به فرزندان خود گفت : * ( « سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي » ) * و منظورش اين بود كه در وقت سحر طلب مغفرت كند . « 5 » . مؤلف : در اين معنى روايات ديگرى نيز هست از جمله الدر المنثور از ابى الشيخ و ابن مردويه از ابن عباس از رسول خدا ( ص ) روايت كرده كه شخصى از آن جناب پرسيد چرا يعقوب استغفار را تاخير انداخت ؟ فرمود : تاخير انداخت تا هنگام سحر فرا برسد ،
--> ( 1 ) ما به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط او ، وحى كرديم . سوره نساء آيه 163 . ( 2 ) جدا كرديم ايشان را به دو از ده تيره ، كه هر تيره امتى باشد . سوره اعراف ، آيه 160 . ( 3 ) فقيه ، ج 1 ، ص 272 ، ح 1240 ، ط بيروت . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 36 ، ط بيروت . ( 5 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 477 .