السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

338

تفسير الميزان ( فارسي )

لفظ آيه هيچ دليلى بر آن نيست . و نظير اين حرف در قرآن كريم در داستان آدم و فرشتگان آمده ، آنجا كه فرموده : « وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ « 1 » » . و بايد دانست كه اين سجده براى عبادت يوسف نبوده ، بدليل اينكه در ميان سجده كنندگان در داستان يوسف شخصى بوده كه در توحيد ، مخلص ( به فتح لام ) بوده ، و چيزى را شريك خدا نمىگرفته ، و او يعقوب ( ع ) است ، دليل ديگر اينكه اگر اين سجده ، سجده عبادت يوسف بوده « مسجود له » كه يوسف است و به نص قرآن همان كسى است كه به رفيق زندانيش گفت : « ما را نمىرسد كه چيزى را شريك خدا بگيريم » قطعا ايشان را از اين عمل نهى مىكرد ، و نمىگذاشت چنين كارى بكنند ، ولى مىبينيم نهى نكرده ، پس مىفهميم سجده ، عبادت او نبوده . و قطعا جز اين منظورى نداشته‌اند كه يوسف را آيتى از آيات خدا دانسته و او را قبله در سجده و عبادت خود گرفتند ، هم چنان كه ما خدا را عبادت مىكنيم و كعبه را قبله خود مىگيريم و نماز و عبادت را بدان سو مىگذاريم ، پس با كعبه ، خدا عبادت مىشود نه كعبه و معلوم است كه آيت خدا از آن نظر كه آيه و نشانه است خودش اصلا نفسيت و استقلالى ندارد ، پس اگر سجده شود جز صاحب نشانه يعنى خدا عبادت نشده ، و كلام در اين باره در چند جاى اين كتاب گذشت . از اينجا به خوبى معلوم مىشود كه آنچه در توجيه اين آيه گفته‌اند صحيح نيست ، از قبيل اينكه : در آن روز تحيت مردم سجده بوده ، آن چنان كه در اسلام سلام است ، و يا اينكه گفته‌اند : رسم آن روز در تعظيم بزرگان ، سجده بوده و هنوز حكم حرمت و نهى از سجده براى غير خدا نيامده بوده و اين حكم در اسلام آمد ، و يا اينكه گفته‌اند كه : سجده آن روز حالتى شبيه به ركوع بوده ، هم چنان كه در ميان عجمها رسم است براى بزرگان به حالت ركوع درمىآيند . * ( « قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا » ) * . يوسف وقتى ديد پدر و مادر و برادرانش در برابرش به سجده افتادند به ياد خوابى افتاد كه در آن ، يازده ستاره و خورشيد و ماه را ديده بود كه در برابرش سجده كردند ، و جريان رؤياى خود را به پدر گفت در حالى كه آن روز طفل صغيرى بود ، وقتى به ياد آن روز افتاد آن خواب را تعبير به

--> ( 1 ) آن زمان كه بفرشتگان گفتيم : براى آدم سجده كنيد ، همه سجده كردند جز ابليس . سوره طه ، آيه 116 .