السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
323
تفسير الميزان ( فارسي )
بنا بر اين جمله * ( « هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيه » ) * تنها يادآورى اعمال زشت ايشان است بدون اينكه خواسته باشد توبيخ و يا مؤاخذه اى كرده باشد تا منت و احسانى را كه خدا به او و برادرش كرده خاطرنشان سازد ، و اين از فتوت و جوانمردىهاى عجيبى است كه از يوسف سرزد ، و راستى چه فتوت عجيبى . * ( « قالُوا أإِنَّكَ لأَنْتَ يُوسُفُ قالَ أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّه عَلَيْنا . . . » ) * . در جايى جمله استفهاميه را با ابزار تاكيد مؤكد مىكنند كه دخالت كند بر اينكه شواهد قطعى همه بر تحقق مضمون جمله شهادت مىدهند ، و اگر جمله ، استفهاميه آمده به منظور اين است كه مخاطب خودش هم اعتراف كند ، و گرنه گوينده نسبت به مضمون ، يقين دارد . در آيه مورد بحث هم ، شواهد قطعى همه دلالت مىكرد بر اينكه عزيز مصر همان برادرشان يوسف است ، و لذا در سؤالشان ابزار تاكيد يعنى « ان » و « لام » و « ضمير فصل » به كار برده گفتند * ( « إِنَّكَ لأَنْتَ يُوسُفُ » ) * ؟ يوسف هم در جوابشان فرمود * ( « أَنَا يُوسُفُ وَهذا أَخِي » ) * در اينجا برادر خود را هم ضميمه خود كرد ، و با اينكه در باره برادرش سؤالى نكرده بودند ، و بعلاوه اصلا نسبت به او جاهل نبودند فرمود خداوند بر ما منت نهاد ، و نفرمود بر من منت نهاد ، با اينكه هم منت خداى را به ايشان بفهماند و هم بفهماند كه ما همان دو تن برادرى بوديم كه مورد حسد شما قرار داشتيم ، و لذا فرمود * ( « قَدْ مَنَّ اللَّه عَلَيْنا » ) * . آن گاه سبب اين منت الهى را كه بر حسب ظاهر موجب آن گرديد بيان نموده فرمود : * ( « إِنَّه مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّه لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ » ) * و اين جمله ، هم بيان علت است و هم خود دعوت برادران است بسوى احسان . * ( « قالُوا تَاللَّه لَقَدْ آثَرَكَ اللَّه عَلَيْنا وَإِنْ كُنَّا لَخاطِئِينَ » ) * . كلمه « آثرك » از ايثار است ، كه به معناى برترى دادن و برگزيدن است . و « خطاء » ، ضد صواب و خاطى و مخطى از خطا خطا و أخطأ إخطاء به يك معنا است ، و معناى آيه واضح است كه برادران اعتراف به خطاكارى خود نموده و نيز اعتراف مىكنند كه خداوند او را بر ايشان برترى بخشيده است . * ( « قالَ لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » ) * . كلمه « تثريب » به معناى توبيخ و مبالغه در ملامت و شمردن يك يك گناهان است ، او اگر ملامت نكردن را مقيد به امروز كرده و فرموده امروز تثريبى بر شما نيست ، ( من گناهانتان را نمىشمارم كه چه كرديد ) براى اين بوده كه عظمت گذشت و اغماض خود را از انتقام برساند زيرا در چنين موقعيتى كه او عزيز مصر است و مقام نبوت و حكمت و علم به