السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
324
تفسير الميزان ( فارسي )
احاديث به او داده شده و برادر مادريش هم همراه است ، و برادران در كمال ذلت در برابرش ايستاده به خطاكارى خود اعتراف مىكنند و اقرار مىنمايند كه خداوند على رغم گفتار ايشان در ايام كودكى يوسف كه گفته بودند : « چرا يوسف و برادرش نزد پدر ما از ما محبوبترند با اينكه ما گروهى توانا هستيم و قطعا پدر ما در گمراهى آشكارست » او را بر آنان برترى داده . يوسف ( ع ) بعد از دلدارى از برادران و عفو و گذشت از ايشان ، شروع كرد به دعا كردن ، و از خدا خواست تا گناهانشان را بيامرزد ، و چنين گفت : * ( « يَغْفِرُ اللَّه لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » ) * و اين دعا و استغفار يوسف براى همه برادران است كه به وى ظلم كردند ، هر چند همه ايشان در آن موقع حاضر نبودند ، هم چنان كه از آيه بعدى هم كه از قول بعضى از فرزندان نقل مىكند كه در كنعان نزد پدر مانده بودند ، و در جواب پدر كه گفت اگر ملامتم نكنيد بوى يوسف را مىشنوم ، و ايشان گفتند : « تَاللَّه إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ الْقَدِيمِ » استفاده مىشود چند نفرى در برابر يوسف حضور داشتند و به زودى تفصيلش خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالى . بحث روايتى در تفسير عياشى از ابى بصير روايت كرده گفت : من از امام ابى جعفر ( ع ) شنيدم كه داستان يوسف و يعقوب را نقل مىكرد و چنين مىفرمود كه : وقتى يعقوب فرزند خود يوسف ( ع ) را ناپديد يافت اندوهش شدت كرد ، و از گريه زياد ديدگانش سفيد شد ، و به شدت محتاج گشته و وضع بدى پيدا كرد . در اين مدت سالى دو نوبت ، يك بار تابستان و يك بار زمستان عده اى از فرزندان را به مصر مىفرستاد ، و سرمايه اى اندك به ايشان مىداد تا گندمى خريدارى كنند ، پس سالى ايشان را در معيت قافله اى روانه ساخت و ايشان وقتى وارد مصر شدند كه يوسف عزيز مصر شده بود . آرى پس از آنكه عزيز مصر يوسف را به ولايت مصر برگزيد در اين بين فرزندان يعقوب مانند سالهاى قبل براى خريد طعام به مصر آمدند ، يوسف ايشان را شناخت ولى ايشان او را بخاطر هيئت سلطنت و عزتش نشناختند و گفت قبل از همراهان ، بضاعت خود را بياوريد ، و بكارمندان خود گفت سهم اين چند نفر را زودتر بدهيد و به پول اندكشان نگاه نكنيد ، به قدر احتياجشان گندم به ايشان بدهيد ، و چون از اين كار فارغ شديد بضاعتشان را هم در خرجينشان بگذاريد ، مراقب باشيد تا خود ايشان نفهمند ، كارمندان نيز دستور يوسف را عملى نمودند .